سيد محمد كمره اى

143

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

خانه حاج ناظم اظهار داشت كه تدين اول كه رفته بود به جنگل ، آن‌ها را دعوت نموده بود . آن‌ها گفتند شما از طرف چه اشخاصى آمده‌ايد ؟ گفته بود از طرف كميته دمكرات . گفته بودند شما چه سابقه‌اى خودتان در خدمت به مملكت داريد كه وكيل و جزو كميته شده‌ايد ؟ ما با احزاب كار نداريم هركس عنصر ايرانى باشد ، ما از آن حيث او را مىشناسيم لا غير . بعد او را جواب داده بودند مىآيد به رشت . خواسته بود ميتينگ بر عليه جنگلىها بدهد جلو او را گرفته ، بعد مىرود به‌سمت اردبيل . چهار پنج روز بعد مراجعت مىنمايد . نمىفهمند چه‌طور شده بود كه برگشته بود ؛ آيا ديده بود پيش نمىبرد ، يا با يك دسته و كسى در آن نزديكىها ملاقات و برمىگردد به رشت . بعد خودش تنها مىآيد به سمت قزوين و آدمش را مىفرستد به‌سمت اردبيل . مفتشين جنگلىها سوءظن به آن آدم پيدا كرده ، تفتيش مىكنند . نوشته‌اى از او دست مىآيد كه تدين به بعضى نوشته بود كه اسباب فساد و اخلال امور جنگلىها را بنمايد و از آن كاغذ همچه معلوم شد كه تدين از يك مركز مهمى مأموريت داشته كه اسباب فساد و به‌هم زدن دستگاه جنگلىها را فراهم آورد . تابه‌حال معلوم نشده كه آن مركز كجاست ؟ ! گزارش مشير السلطان از مأموريت محرمانه‌اش به زنجان از سوى مظفر الدين شاه بعد يك از شب به خانه سلطان العلماء رفته ؛ نبود . بعد به خانه مشير السلطان رفته ملاقاتش نمودم . پيرمرد محترمى با او درب خانه بود . پرسيدم . گفت حميد الملك محمد على ميرزائى است كه تمام دارائيش رفته و مطالبات او را كه از محمد على ميرزا داشته دولت نداده . بعد مشير السلطان مشغول صحبت مأموريت خود را كه مظفر الدين شاه محرمانه به زنجان براى كشف اعمال سالار الدوله كه معروف بود اشرف الملك را كشته و دو كرور پول او را برده ، نمود . آنچه كشف كرده بود كه دست سالار الدوله در قتل پسر اشرف دخيل بود كه بدين‌واسطه صد و بيست هزار تومان پول اشرف از ميان رفت . شصت هزار تومان نفله شد ، شصت‌هزار هم سالار الدوله برد . بيست و پنج‌هزار تومان برگشت به اولاد اشرف شد و نوشته سالار الدوله هم كه منتظر قتل پسرهاى اشرف بود به دست آورده بود .