سيد محمد كمره اى
121
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
چپاول خودش ، آقا ميرزا محسن اين نيرنگ را به ميان آورده حالا اقتدار هم مىگويد سند در دست هست كه با جنگلىها حضرات همدست هستند . راست است سند در دست هست اما خودش از قافله عقب مانده اين اظهار را مىكند و خود اقتدار خيلى خائن و مداخلى است . ميرزا محسن هم دزد شيادى شده ، تا به كشتن نرود دستبردار از اينگونه دزدىها نيست و او را سليمان ميرزا و مساوات دزد كردند . بعد بيرون آمده سوار واگون از سبزه ميدان تا ماشين شده ، خلخالى هم خانه پرويز رفت . تجهيز قشون براى مقابله با جنگلىها درب ماشين آقا شيخ ابو طالب تبريزى را ديده گفت شاه مشغول تجهيز قشون قزاق و ايلات و غيره هست كه با جنگلىها طرف و آنها را نيست سازد . بعد مجددا سوار واگون ، مراجعت و ساعت دو از شب به خانه رسيده آقا ميرزا صدر الدين ، آقا ميرزا ماشاء الله ، آقا ميرزا حسن و سه نفر ديگر آمده بودند . چند ورقه تفتشيه را آقا ميرزا ماشاء الله داد و قرار شد فردا اول مغرب منزل آقا تقى برويم . ساعت قريب به سه آقايان تشريف برده ، شام آبگوشت با بچهها و احمد آقا پسر آقا كوچك خورده خوابيديم . پيشنهاد ارباب كيخسرو به مدرس چهارشنبه 22 جمادى الثانى « 1 » . - صبح از خواب بيدار ، بعد از چايى ، زنها به معاونت ننه ربابه همسايه به رختشويى [ مشغول شده و ] فاطمه سلطان به جهت اخذ وجهى با حال فلاكت آمده ، وجهى دادم و رفت . من هم بيرون آمده سوار واگون ، ميدان توپخانه پياده [ شده ] درب بازار ، دروازه شميران ارباب كيخسرو را ديده ، معلوم شد او هم به ديدن آقا سيد يعقوب مىرود ، باهم رفتيم ، مذاكره داشت كه به آقا سيد حسن مدرس پيشنهاد نمودهام كه به هيئت وزراء اظهار نمايد كه حقوق پس افتاده وكلاء را به خانههاى آنها بدهند . بعد به خانه آقا
--> ( 1 ) . دفتر چهاردهم . تاريخچه از بيست و دويم شهر جمادى الاخرى تا پانزدهم رجب 1336 ق .