سيد محمد كمره اى

122

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

سيد يعقوب رفته ، نبود . اسم من در كارت ارباب نوشته شد . بعد من به خانه مرحوم حاج محمد تقى شاهرودى رفته ، جمعيت فقراء توى كوچه‌ها پر ، كه از غذاى ترحيم سهميه برند . وارد حياط شده روضه‌خوان بعد از برچيدن ختم ، [ روضه ] مىخواند . بعد از يا الله و زيارت‌نامه نزديك ظهر بيرون آمده حاج محمد رضا هرچه اصرار به ناهار نمود قبول نكرده ، مخبر السلطنه و مخبر الملك هم بودند . نااميدى از صميميت رفقا بعد بيرون آمده سر خيابان منتظر واگون [ بودم كه ] مخبر السلطنه رسيد . به اظهارش مرا سوار درشكه نمود صحبت خوبى مرحوم شاهرودى و وصايت مخبر الملك را نمود . از دعوت پريروزى سؤال كرد . گفتم از تصميم به صميميت آقايان اميد اصلاح است . گفت گمان نمىكنم سر بگيرد . بعد دم كوچه مشير اكرم پياده شده به منزل ايشان رفته بعد از صحبتى با قدس السلطنه ، مشير اكرم هم با حالت پيچ‌معده از ديوان محاكمات آمده ناهار و چايى خورده ، قدرى صحبت ، سه به غروب بيرون آمده منزل معتمد الدوله رفته ؛ خواب بود . بيرون آمده به ميدان توپخانه . قبل از ظهر هم در وزارت معارف رفته كه صورت كسور فقراء محيط ناحيه شش را بگيرم ، نزد وزير بود ، عصر هم نبود . بازار آمده ، ميرزا محمد على خان ممتاز را ديده گفت من از اصلاح سه دسته دمكرات‌ها هم اميدوار نيستم . قرار شد كه با عقيده من همراهى نمايد . بعد دكان آقا ميرزا عباسقلى خان رفته قدرى صحبت و اظهار اينكه سفارش كربلايى محمد ابراهيم نامى كه فراش مجلس بشود به ارباب كيخسرو بنويسم . بعد به اداره بيوتات و به مرآت نوشتم كه فردا صبح به منزل عين الممالك بيايند . به اداره تطبيق حوالجات رفته ، به پيشخدمت پيغام [ دادم ] كه به آقاى عين الممالك عرض كند من فردا صبح به آنجا مىآيم . بعد بيرون آمده نزديك غروب به منزل اخوى آقاى آقا تقى رفته به فاصله يك ساعت و نيم آقا تقى و آقا ميرزا ماشاء الله آمده صورت كسور 67 و دو نفر ديگر كه بليط آن‌ها را آقا ميرزا ماشاء الله پيدا نكرده صحبت شد و در ورقه‌هاى ديگر معين . قرار شد عصر دوشنبه آتيه منزل آقاى آقا تقى خيابان خانىآباد برويم و آن‌ها اظهار داشتند كه به