سيد محمد كمره اى
98
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
تقسيم ورقه برنج . چون حاج ميرزا عبد الله و آقا سيد اسد الله هم بنا بود بيايند مدتى معطل شده تا نزديك ظهر . بعد ناچارا بين خودمان تقسيم اوراق تفتشيه شد . در بين هم فرخى و اكبر آقا ، آقا ميرزا عباسقلى خان و آقا ميرزا حاج آقا ، عين الممالك ، آقا محمد على آقا با پسرش ، مشهدى ميرزا آقاى عراقى هم آمدند ، بعد همه رفتند . قرار شد عصر دوشنبه به منزل آقا ميرزا ماشاء الله برويم . بعد ناهار نان ، پنير و سبزى و ماهى سرخ كرده خورديم . احمد ناهار اسماعيل را نان و ماهى برده ، بتول را هم [ به ] خانه عمهاش برد . بعد بصير الدوله آمد ؛ صحبت اينكه مرا سعد السلطان پيشكار سپهدار به خانه آقا ميرزا على اكبر ساعتساز يك شبى بىخبر برد ، وارد شدم ، جمعيتى ديدم ؛ منتصر الدوله ، ضياء السلطان ، وقار الدوله ، مير سيد على خان محلاتى ، قريب پنجاه نفر از نير الدوله ، سردار كبير ، سردار منصور پول گندم گرفته دكان نانوايى باز كنند . سى هزار تومان هم سفارت انگليس به آنها اعتبار بانك داده [ كه ] متدرجا بگيرند . احمد على خان سفارت آلمانى هم خانه مرا منزلگاه سوسيته قرار و كله مرده با نيرنگات لازمه كه مردم را چشمبسته از اين خيابان به آن خيابان ، وارد خانه [ اى ] كه يمين الدوله از من اجاره كرده بود [ نموده ] مبالغى پول از مردم گرفته بعد قرار شد شب شنبه به منزل ايشان بروم تا قدرى صحبت تشكيل ملى را بنمائيم . بعد آقا شيخ محمد تقى كمرهاى آقا ميرزا احمد آقاى امنيه ، آقا مير سيد احمد خان ، پسر سيد عرب روضهخوان و استاد حسن خان آمده ، نزهت بيك و شوكت هم آمده كارت داده رفتند . بعد عصر بيرون رفته ، آقا ميرزا تقى خان پسر معتصم الملك آمده درب در ، نيامد تو . باهم رفتيم ، من رفتم منزل آقا مير سيد محمود همدانى ؛ نبود . منزل آقا ميرزا احمد خان منشىباشى ؛ نبود . منزل آقا ميرزا محمود شركت ؛ نبود . آقا محمد آقا صراف قم رفته بود . مقارن مغرب منزل آقا خليل رفته تا يك از شب نشسته چايى خورده بلند شديم . منزل مرحوم حاج على رفته ، آقا احمد آقا نبود ، منزل مشير اكرم و معتمد الدوله ؛ نبودند . قدس السلطنه ، مهمان ايران السلطنه و غيرها را داشت . برگشتم توپخانه . سوار واگون . سعد السلطنه ، مقرب السلطنه ، فخام السلطنه در واگون صحبت بينش را مىكردند . بعد خانه آمده شام نان و نرگسى خورده خوابيديم .