سيد محمد كمره اى

99

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

آمادگى معاون السلطنه براى پيوستن به تشكيل ملى [ امور روزانه ] شنبه دهم جمادى الثانى . - صبح چايى . آقا مشهدى عبد الحسين ميراب آمده نشسته ، صحبت ، چهارهزار عيدى داده ، بعد آدم آقا ميرزا حسين خان اديب آمده كه آقا ميرزا عبد الشكور حال بد و شما را خواسته . مصمم رفتن شده ، آقاى آقا تقى كنى آمده ، چند ورقه كه نتوانسته بود پيدا نمايد داد و چند ورقه ديگر براى تفتيش برده ، آقا ميرزا موسى خان مستوفى با پسرش آمده ، آقاى ابو الحسن خان و آقا اكبر آقاى تويسركانى تشريف آورده ، اسناد ناظم العلماء را ارائه داده آقاى معاون السلطنه تشريف آورده ، بالاخره وقت رفتن گفت حاضرم براى تشكيل ملى و همين چندشبه دعوتى خواهم كرد . آقا استوار هم آمده مقارن ناهار رفته ، آقا سيد محمد باقر منير السلطانى آمده . همشيره آمدند ، بتول را خانه خودش گذاشته بود . آقا شيخ جليل و آقاى آقا سيد هاشم آمده قدرى صحبت . احمد ناهار به جهت اسماعيل به مريضخانه برده ، من و همشيره و بچه‌ها ناهار ، خورشت اسفناج ، تخم‌مرغ و ماهى و چلو خورده ، احمد هم بعد آمد . نوكران امير مفخم معاون السلطنه نقل مىكرد كه سردار اسعد جديد شش هزار تومان حقوق مصوبه مجلس را در حق پدرش كه پدرش هم چندى گرفت و بعد تقديم به معارف نمود ، آقايان وزراء جديد تصويب نمودند كه به سردار اسعد داده شود . امير مفخم در حكومت كرمانشاه ، نوكرش در جايى رفته بود سيصد تومان گفت بدهيد تا ناهار بخورم . يك نوكرش آمد صحنه ، محمود خان كدخدا را مأمور بود معلوم شد اين محمود خان ، آن محمود خان نيست . باز دست نكشيد . گفت محمود خان محمود خان است . بايد صد تومان نقدا غلق بدهد . ناچار او را خواباندم و گاو سر به او زدم . بعد به امير مفخم تلگراف كردم . او تصديق و تمجيد نمود . چهار به غروب ، همشيره به خانه سليمان ميرزا و ننه اسماعيل به خانه حاج جلال لشكر و به مريضخانه رفت . من هم دو و نيم به غروب احمد را خانه گذاشته ، حجره آقا شيخ محمد على قزوينى ، از آنجا خانه آقا ميرزا عبد الشكور .