سيد محمد كمره اى
60
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
مىگفت بين النهرين از قشون انگليس تخليه و قشون انگليس از قزوين خود را عقب مىكشند . باران هم مىآمد . به خانه آمدم . ديشب هم زنها چلو فسنجان براى اسماعيل كه كشيده بودند مادرش دو به ظهر مانده برداشت و به مريضخانه برد . ناهار آبگوشت داشتيم من هم با كسالت بودم ، خورده ، عصر چايى . هوا خوب شد . حالت تب برايم آمد . عصر را خواستم بروم استاد حسن خان نجار را ملاقات و بروم منزل ارباب كيخسرو به جهت ديدن و هم دادن كاغذ سليمان ميرزا ، تب مانع شد ، افتادم . شب هم چلو و قدرى گوشت آبگوشت خورده ، افتاده خيلى تب و ابتلاء به سينهدرد و سلفه [ سرفه ] اذيتم نموده خوابيدم . [ كارهاى روزانه ] پنجشنبه شانزدهم جمادى الاولى . - صبح بلند شده گل بنفشه خوبى دم كرده به قدر يك گيلاس خورده ، تب هم شدت كرده ، دو چايى هم خورده افتادم . آقا شيخ محمد تقى كمرهاى آمد ، با زحمات زياد قدرى با او صحبت كرده ، در خصوص حق الوكاله اظهار داشت يا بيست تومان ديگر به من بدهيد يا آنكه وكالت در اخذ خسارت به من بدهيد و حق الوكاله مرا علاحده معين نمائيد و پانزده تومان هم نقدا بدهيد ، خسارات را كه گرفتيم حق الوكالة ثانى را با بقيه حق الوكالة اولى پس مىدهم . بعد او رفته ، ناهار آش سماق كوفته به جهت اسماعيل پخته بودند . براى من ساده برداشته . احمد هم آش به مريضخانه برد . بعد از مراجعت فرستادم كه پاكت سليمان ميرزا را پست براى ارباب كيخسرو و پاكت ناصر الاسلام بروجردى را براى سلطان العلماء ، پدرش ، به توسط پست شهرى بدهد . پول از شاهرودى براى عيال خلخالى و برات كمره حواله اسكوئى كه موعدش را سه روز است عقب انداخته دريافت دارد . من هم گل بنفشه چند مرتبه عمل و قدرى تخفيف در تب . ميتينگ عليه انگليسىها مردد كه بروم ميتينگ ميدان توپخانه كه بر عليه انگليسىها مىدهند . افسوس كه ما به ظاهر خوشحال ، و خصم به اين مطلب اعتنائى ندارد ، چون او عالم است و مىداند سطحى و ظاهرى ، قابل اعتناء نيست . بعد چايى خورده ، كسل هم بودم . استخاره به جهت رفتن توپخانه به جهت بودن در ميتينگ كرده ، بد آمد . مشغول افتادن و فكر بودم . شاهزاده معتمد الدوله به جهت اينكه شايد تب من