سيد محمد كمره اى

61

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

كه از پريشب منزل بصير الدوله شدت كرده باشد احوالپرسى آمده بود . به قدر ساعتى صحبت اينكه شاهزاده‌ها هم به‌طور اجماع ميتينگى براى سليمان ميرزا از حيث شاهزادگى بدهند چطور است ؟ بعد چند دانه كلم‌قمرى به عنوان نوبرماندن او تحميلش نمودم . مقارن غروب رفتند . بعد احمد آمد ، پول از اسكوئى و از شاهرودى گرفته بود و اظهار داشت كه ميتينگ هم مطابق مرسوله‌اى كه از سفارت انگليس به وزارت داخله و از وزارت داخله به توپخانه ، به جمعيت رسيد كه ميتينگ را موقوف ، ما موافق مقاصد شما از انحلال پليس جنوب و قزاق شمال و غيره مساعدت مىنمائيم . ساعت سه از شب شام چلو با تخم‌مرغ و آبگوشت با كلم خورده خوابيديم . شب هم باران كامل وافرى آمد . صبح هم آفتاب شد . مشاور الممالك و پول خرج كردن براى رئيس الوزرا شدن جمعه 17 جمادى الاولى . - صبح گل بنفشه و بعد چايى خورده آقا شيخ حسينعلى جاسبى آمد . بعد از مختصر صحبتى اظهار داشت كه دو فقره كارم در تطبيق حوالجات شايد دچار اشكال شود . توصيه به آقاى عين الممالك بنمائيد . خواستم طفره زنم ممكن نشد . بعد قسمى كه در مطالب حقه ايشان مساعدت نمايد توصيه نمودم . اظهار داشت كه مشاور الممالك خيلى مايه مىگذارد كه رئيس الوزراء شود و از براى او كار مىكنند و پول‌ها در دستجات مصرف مىشود . مطلب ديگر آنكه ميرزا آقاى نفتى هم با ساير رؤساى اعتدال به‌هم زده اگر ملاقاتى نمائيد استعفاء از آن‌ها مىدهد . گفتم من چون معتقد به تشكيل حزبى نيستم ، نتيجه براى امروزه من ملاقات و جلب او ندارد . تشييع جنازه صدر العلما بعد آقا مشهدى ميرزا آقاى عراقى آمده ، آقا شيخ حسينعلى رفته . آقا اكبر آقا و آقا ميرزا عباسقلى خان آمده قدرى صحبت و باهم بيرون رفته ، آقا ميرزا مهدى آقا رفت و ما سه نفر سوار واگون ، ميدان توپخانه پياده به مسجد سراج الملك يك و نيم ظهر رسيده جمعيت زيادى تقريبا دويست نفر از محترمين ارستكرات [ آريستوكرات ] حقيقى و دمكرات اسمى بوده ، جنازه را تا سه‌راه امين حضور