ميرزا قهرمان امين لشكر

77

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )

شديم . در نزديكى قريهء علمدار . « 1 » سواد دستخط مبارك كه هنگام تشريف‌فرمائى فرنگستان صادر شده بود : « امين لشكر - شما هميشه در كمال صداقت و درستى به خدمات دولتى مشغول بوده و خاطر ما هم از شما راضى بوده و هست . و ان شاء الله در مراجعت ما از فرنگستان بايد در ركاب به طهران آمده مشغول خدمت بشويد و اين چند ماه را در آذربايجان مانده تا ان شاء الله در مراجعت به طهران بيائيد . يك سردارى تن‌پوش هم براى شما ارسال شده كه تا علامت التفات ما باشد . شهر رمضان » .

--> ( 1 ) - آنچه بعد از اين مىآيد در دو حاشيهء راست و چپ صفحه امين لشكر به خط خود نوشته : كلمات كه نقطه‌چين شده خوانا نبود . عينا نقل مىشود : « در حاشيهء سمت راست به خط امين لشكر نوشته شده . نقطه‌چينها ناخوانا : منزل ليوارجان متعلق به حاجى خانم گرگرى همشيرهء مرحوم حاجى حسينقلى خان پسر . . . مرحوم قدرت خان و حالا متعلق به مرحوم رحيم خان سرتيپ گرگرى است . يكشنبه 11 شهر رمضان المبارك اودئيل امروز بعد از نماز و تلاوت قرآن از كنار ارس و نزديك شجاع كه مقابل جلفا و تلگرافخانه و مهمان‌خانه و پستخانهء دولتى هم آنجا ساختند مراجعت مىشود . از دوربين قدرى تماشا كرديم كه اعليحضرت همايونى و همراهان در كالسكه‌ها نشسته و به سلامت به طرف نخجوان و ايروان تشريف‌فرما شدند و ما با حسرت و افسوس تماشا مىكرديم . و جناب امير نظام بعضى تلگرافها و نوشتجات كه لازم بود به توسط و مصحوب ميرزا فتحعلى خان پسر مبشر السلطنه فرستادند و . . . هرجا ممكن است به جناب آقاى امين السلطان برسانند و ما هم سوار شده به طرف قريهء علمدار و از دهات گرگر كه مال حاجى خانم است آمديم كه آنجا ناهار صرف كنيم و از منزل تاليوارجان دو فرسخ و نيم است . و ديشب جناب امير نظام غروب تخفيف ديوانى . . . املاك آذربايجان به سلطان مجيد ميرزا بدهد ، اگر موقع بشود تخفيف صادر نمايند . . . امين السلطان آورده بودند . در حاشيهء سمت چپ به خط امين لشكر نوشته شده بود . و حالا كه قبل از ظهر است در جائى كه سبزه و هوائى دارد براى ناهار پياده شديم . و امروز معدن سنگ مرمر كه در شش و نيم فرسخى كنار رود ارس واقع است ديده شد . معدن بسيار خوبى است . دو سه پارچه سنگ كوچك را برداشتم آوردم و در ليوارجان در باغى منزل كرديم . اين ده قريب پانزده خانوار دارد . وقت آمدن منزل چند دانه گوجه و آلوچه گفتم آوردند . . . هم در اين موقع آنجا بود . امروز جناب امير نظام على خان را تنبيه كرده بودند . من براى او توسطى مىكردم . و حالا كه دو ساعت به مغرب مانده است ميرزا على خان منشى پسر مقرب الخاقان حاجى موسى خان كرمانى پيش من نشسته است . و شب دوشنبه را هم حضرت اسعد و الا وليعهد روحى فداه به چادر جناب امير نظام تشريف آورده‌اند . و من به قدر نيم ساعت در حضور مبارك و الا بودم . بعضى فرمايشات در تشريف‌فرمايى همايونى روحنا فداه مىفرمودند . سلطان مجيد ميرزا و پاشا خان و جمعى بودند . صادق خان قراباغى به حضرت و الا مالش مىدادند . پس از آن آمديم در چادرى كه منزل من بود . و جناب مستطاب امير نظام و چند نفر كه بودند آنجا آمدند شام صرف شد و رفتند .