ميرزا قهرمان امين لشكر
78
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )
به تاريخ دوشنبه 12 شهر رمضان المبارك 1306 امروز صبح بعد از اداى نماز و قرآن و ادعيه فرستادم شاهزاده حكيم آمد قدرى با او حرف زدم . پس از آن قدرى كتاب خواندم و جناب مستطاب امير نظام دام اقباله مشغول كارها و نوشتجات حكومتى خودشان بودند . من هم پيش ايشان رفتم . قرار شد به عرايض رعاياى علمدار و حرفهايى كه با حاكم گرگر داشتند برسند و ناهار را در آنجا خورديم ، و پس از ناهار سوار كالسكه شده با اينكه راه هم خيلى سنگ داشت ، به اسباب زحمت و اشكال حركت كالسكه مىشد به هرطور بود به گلين قايه آمديم . از ليوارجان تا گلينقايه چهار فرسخ متجاوز داشت . از وسط قصبهء گرگر عبور كرديم . جمعى از اهالى آنجا استقبال كردند و بعضى عرضحال دادند و جمعى رضامندى از حاكم خودشان كردند . و امروز از بابت ماليات علمدار سرخطى به خط من نوشته به مهر جناب مستطاب امير نظام به دست رعاياى آنها داده شد . قريب هفتصد تومان نقد و شصت خروار غله بدهى و ماليات آنجا شد . و من و جناب ساعد الملك شهادت مهر كرديم و از قرارى كه معلوم شد رعاياى علمدار را تحريك به شكايت از حاكم كرده بودند . بعد از آمدن گلينقايه ملكى جناب مجتهد سلمه الله قدرى خوابيديم . طرف عصر نماز كرده چاى صرف شد . و امروز تلگرافى به آقاى مهديقلى خان مجد الدوله و تلگرافى به جناب امين الدوله و تلگرافى به جناب آقاى امين السلطان نوشتم و دادم فراش تلگرافخانهء مرند كه بدهد به تفليس بگويند . و امروز رحيم خان چلبيانلو « 1 » را هم مرخص كردهاند برود سوار خودش را بياورد . براى مأموريت خلعتى خواسته بود . من توسط كردم كه به او داده شود . به تاريخ سهشنبه 13 شهر رمضان المبارك منزل قصبهء مرند امروز بعد از اداى نماز و غيره آقا على آمد كه جناب امير نظام دام اقباله معطل شما هستند . رفتم آنجا . اولا به جهت خسارتى كه از عبور موكب مبارك گفتند به گرگر رسيد و نزاع ملكى كه پسر مرحوم رحيم خان كه تقى خان است و حاكم گرگر است و رعايا با او
--> ( 1 ) - امين لشكر در حاشيه نوشته است : طايفهء چلبيانلو از ايلات ساكن قراچه داغ است .