ميرزا قهرمان امين لشكر
73
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )
و كاغذى هم مورخهء غرهء شهر رمضان جناب ساعد الملك نوشته بودند در قصبهء مرند امروز رسيد كه مختصر سواد آن اين است : « تلگراف جنابعالى كه حاكى بر صحت مزاج عالى بود زيارت گرديد . خداوند را هزار بار شكر مىكنم . اميدوارم از زيارت خاكپاى مبارك همايونى رفع همه ملالتهاى جنابعالى شده است ، لكن مستدعى هستم شرفيابى و حالات را بسط بدهيد كه استحضار حاصل آيد . اين فقره را براى اطلاع عرض مىكنم . بقدرى كه بندگان حضرت و الا نايب السلطنه روحى فداه و اين بندهء كمترين مترصد اخبار خوشى از طرف شما هستم هيچيك از بندگان شما نيستند » . طرف عصر بارشى آمد و من هم در چادرى كه منزل خودم بود قدرى خوابيدم . بعد از خواب برخاسته چاى صرف شد و نماز كردم و كسى نبود . پاكتى به جناب امين السلطنه نوشتم بفرستم ، بعد استخاره كردم خوب نيامد بفرستم . وقت مغرب شب جمعه شد . جناب مستطاب امير نظام دام اقباله گويا منزل قونسول روس تشريف بردند و من هم فرستادم عزيز الله ميرزا بيايد . گفتند خواب است . كسى ديگر هم نبود . نماز مغرب و عشا را بهجا آوردم . دعوات شب جمعه را تماما خواندم . خيلى دلتنگ بودم . قدرى مناجات كرده گريه كردم . دو سه سوره قرآن براى والدين و شاهزاده خانم مادر ميرزا يوسف خان خواندم . و آقا على را گفتم بيايد مرا مشغول كند . و امشب يك دستخط مبارك و يك سردارى تنپوش مبارك از جانب همايونى به توسط جناب آقاى امين السلطان وزير - اعظم براى من فرستاده بودند و مرحمت شده بود . سواد دستخط مبارك از اين قرار است : « امين لشكر - شما هميشه در كمال صداقت به خدمات دولتى مشغول بوديد و خاطر ما از شما هميشه راحت است . ان شاء الله در مراجعت ما از سفر فرنگستان بايد در ركاب به طهران بيائيد مشغول خدمات باشيد . يك ثوب سردارى تنپوش براى شما مرحمت شد كه علامت التفات ما باشد - شهر رمضان » . به تاريخ پنجشنبه 8 شهر رمضان المبارك امروز از قصبهء مرند به قريهء گلين قايه ملكى جناب مجتهد سلمه الله منزل اردوى مبارك است ، و به قول مرنديها چهار فرسنگ و به اعتقاد من پنج فرسنگ است . صبح