ميرزا قهرمان امين لشكر
52
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )
يك لوله دعا آورد و حالا ناهار آوردند صرف شد ، و اين درويش شخص خوبى است ، از شاگردهاى مرحوم حاجى ميرزا صفا و ناهار هم پيش من بودند ، و آقا كاظم آدم جناب مجتهد سلمه الله پيش من آمد از بابت گفتگوى ملك خودش با جناب حاجى ميرزا يوسف تظلم مىكرد و رعاياى كلوانق را ميرزا يوسف خان خلعت داده است ، و كلوانق را از اين قرار اجاره به اين اشخاص داده ، اجارهء كلوانق و تازه كند از بابت اودئيل و بارس ئيل به تاريخ 9 شهر شعبان 1306 : يك ساله ششصد و بيست تومان و ششصد و بيست و پنج خروار مقر را دو ساله يكهزار و دويست و چهل تومان و يكهزار و دويست و پنجاه خروار . و من طرف عصر مال و درشكه آوردند رفتم منزل حاجى كلانتر ، خود معزى اليه خانه نبود ، مقرب الخاقان ميرزا صالح خان بود . قدرى در آنجا بودم و از آنجا مقارن غروب آمدم منزل . جواب رقعه كه من در باب توسط ملا نور محمد نوشته بودم از جانب مجتهد سلمه الله رسيده است كه ان شاء الله عمل ملك آخوند با كسان جناب آقاى مجتهد سلمه الله تمام شود . حالا حاجى آقا آدم والدهء عزيز الله ميرزا آمده پاكتى آورده است . امشب ميرزا يوسف خان و ميرزا محمود خان بودند ، قدرى صحبت كردند و قدرى بازى تخته كردم . اول شب حاجى حميد را احوال پرسى نواب شاهزاده خانم والدهء خانم عزت الله خان فرستادم . رفت جواب آورد گفتند فردا عصر مىآيم آنجا . تا پنج ساعت از شب گذشته نشسته بوديم شام حاضر شد خوردم . بعد از شام چند دست با ميرزا يوسف خان بازى كردم ، بعد خوابيدم صبح زود بيدار شدم . امروز كه يوم دوشنبه 14 شهر شعبان است « 1 » صبح حمام مشير نظام رفتم بيرون آمدم چاى خوردم . بعد حاجى ميرزا عبد الحسين آمد صحبت قريهء « بارى » من محال مراغه كه با آخوند ملا محمد نور قطع و فصل نمايد . صحبت كردم رفت . احمد آقا برادر رضا بيك آمد از من مرخصى گرفته روانهء اروميه شد . بعد جناب ميرزا محمد حسن مجتهد اروميه به اتفاق حاجى قاضى آمدند . ميرزا عيسى آدم بكمز آمد ، تاجرباشى سابق روس آمد . قدرى تفصيل معاملهء قاسم آقا پسر
--> ( 1 ) - اصل : سه شنبه 15 ، اصلاح شد .