محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء )

58

رستم التواريخ ( فارسى )

درگاه فلك اشتباه صفويه - فتح على خان قاجار تيمورى ، سقى اللّه ثراه و جعل الجنة مثواه « 1 » - با كاظم خان مذكور ، بناى اخوّت و اتّحادى داشت و اكثر اوقات در خانهء ما شرف نزول داشت و ما به خدمتگذاريش قيام و اقدام و در مهم‌سازى و حكم‌پذيرى وى ، كمال سعى و اهتمام داشتيم و در زمانىكه خاقان عيوق‌شأن - محمد حسن خان صفوى ، ابا و قاجار ، امّا - در اصفاهان ، نزول اجلال نمود و عمّم - امير محمد سميع ، كارخانه آقاسى - به خدمتگذاريش بسيار سعى و اهتمام نموده و والاجاه ، كريم خان وكيل الدولهء زند به همين سبب ، خانمان دويست سالهء ما را به دو ساعت بر باد فنا داد و در شيراز ، آن والاهمّت باسطا اليد كرم الطبع ، تلافى مافات با ما نمود و ابواب احسان و انعام بر روى ما گشود و خود در آن زمان به سلطان ظفر توأمان - آقا محمد خان قاجار ، ولد خاقان عيّوق‌شأن ، محمد حسن خان - بسيار خدمات نموده‌ام و بسيار وعده‌هاى مرحمت و عنايت و احسان و انعام به اين مخلص خود در هنگام نجات و خلاص يافتن نموده . لاجرم اى فرزند دلپسند سعادتمند ، چون نشانه‌هاى همايون‌طالعى و فيروزبختى و بلنداخترى و آثار كياست و حكمت و علامات بزرگى و مهترى در تو مىبينم ، پس تو را ملقّب و مخاطب نمودم به مباركى و ميمونى به « رستم الحما » كه بر تو ميمون و مبارك باد . « اى فرزند سعادتمند ، از ابتداى دولت گردون‌عدّت سلطان جمشيدنشان - شاه سلطان حسين الموسوى الصفوى - الى الآن ، از وقايعى كه وقوع يافته ، هرچه به چشم خود ديدم و هرچه از والد و عم خود شنيدم ، قصه‌هاى شيرين و حكايت‌هاى دلنشين در خاطر و ياد دارم ، به‌تدريج و ترتيب ذكر مىكنم . به‌دقت بشنو و بر صفحهء تقرير به خامهء تحرير درآور كه از من و تو در اين ناپايدار ، يادگارى بماند . « اى فرزند سعادتمند ، اين حكايات را كه از من مىشنوى ، با كمال وضوح و اختصار

--> ( 1 ) - خداوند ، گور او را سيراب و بهشت را جايگاه او سازد .