محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء )

57

رستم التواريخ ( فارسى )

ابواب نظم و نسق بر روى جهانيان به سرپنجهء حساب و تمييز گشاد . امير حسن خوش‌حكايت ، غفر اللّه له - كه پدر اين مخلص مؤلف باشد - به اين مخلص به مهربانى گفت كه : « اى فرزند سعادتمند و اى نور چشم دلپسند ، از خدمتگذارى تو نسبت به خود ، بسيار راضى و خورسندم . خدا از تو راضى باد و تو را به كمال فيروزبختى و پيرى برساناد . بدان و آگاه باش كه من در خواب ديدم كه ستاره‌اى در حقارت مانند سها از و بال ، بيرون آمده ، از جانب استرآباد با چند ستارهء ديگر ، سيركنان به جانب عراق رو نمود و هرچند پيشتر آمد ، بزرگتر شد و نورش بيشتر گرديد و فروغش زياده گشت ، تا آن‌كه چون به عراق رسيد ، مانند ماه تمامى شد و بر اوج برآمد و نورش چون نور ماه ، عالم را فرو گرفت و احاطه نمود . از تعبير اين خواب بر من از روى يقين معلوم گرديد كه يكى از پسرهاى خلد آشيان محمد حسن خان قاجار ، سلطان ايران خواهد شد و حق به من له الحق خواهد رسيد و ظنّ غالب آن است كه آقا محمد خان ، سلطنت همهء ايران را ضبط نمايد . « نظر به آن‌كه من با همهء امراى ايران و خوانين عالىشأن ، مصاحبت كرده‌ام و مانند وى ، قوى مادهءگرانمايه‌اى نيافتم و از همهء امرا و خوانين و واليان و بيگلر بيگيان و باشيان و اعزه و اكابر و اعيان و صناديد عصر ، او را اعقل و اكمل و افضل و اعدل و پرتدبير يافتم . « اى فرزند سعادتمند ، بدان‌كه در عهد خاقان عليّين آشيان ، سلطان جمشيدنشان - شاه سلطان حسين الموسوى الصفوى بهادر خان ، ادام اللّه آثاره - چون امير شمس الدين محمد كارخانه آقاسى - پدرم - با حاجى على خان سجاده‌دار باشى - پسر عمّ كاظم خان قرااوغلو - هم‌داماد « 1 » بودند و كاظم خان مذكور در محلهء لنبان اصفاهان ، هميشه در خانهء ما مهمان بوده و خان والاتبار ذوى العزّ و الاقتدار ، صوفى يك‌رنگ

--> ( 1 ) - باجناغ ، شوهر خواهرزن .