محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء )

10

رستم التواريخ ( فارسى )

كريم خان كه برادر مادريش بودند و هريك از آن امرا و خوانين در رتبه و شوكت و پهلوانى و كاردانى و پرخاشجويى ، رشك سام نريمان و غيرت رستم زال بودند ، همه را در يك‌روز ، به نامردى گرفت و كشت و به رسوايى ، به پاى دار انداخت و چهار پسر كريم خان - ابو الفتح خان و محمد على خان كه داماد خود بود و صالح خان و ابراهيم خان - را مقيّد و محبوس نمود و فى الفور ، عالىجاه ، بسطام خان كارخانه كه سردار دوازده هزار غلام چخماقى « 1 » بود ، با پانصد نفر دلير خنجرگذار ، با دستور العمل به جانب اصفاهان « 2 » روانه نمود و عالىجاه ، بسطام خان ، چون وارد اصفاهان شد ، عالىجاهان مرحومان ، محمّد رشيد خان و جهانگير خان - دو پسر عالىجاه ، فتح على خان ، سردار افشار « 3 » - كه كريم خان وكيل الدّولهء زند ، ايشان را از شيراز ، مرخص نمود كه به‌جانب اروميّه با ايل خود بروند كه مبادا بعد از رحلتش ايشان كشته شوند ، ايشان به راهنمايى اهل اصفاهان ، فريفته شده و ده روزى ادّعاى شاهى كردند . چون شنيدند كه بسطام خان آمد ، عالىجناب محمد رشيد خان و جهانگير خان و على مراد خان و عبد اللّه خان و اغلى خان « 4 » با دوازده نفر ديگر از بزرگان افشار ، از راه حماقت آمدند به ديدن بسطام خان ، فى الفور . بسطام خان كه با ايشان كمال مودّت داشت ، لابد بنابر دستور زكى خان ، با چشم گريان ، حكم نمود ايشان را گرفتند و طناب بر گردنشان افكندند و ايشان را خفه نمودند و بعد از ده يوم ديگر ، والاجاه ، على مراد خان - خواهرزادهء زكى خان - از شيراز به حكم زكى خان به اصفاهان آمد و به جانب عراق « 5 » و قلمرو على شكر « 6 » رفت و سى - چهل هزار نفر قشون عراقى را به خدعه و مكر به دور خود فراهم آورده و به جانب اصفهان آمد . بسطام خان از اصفاهان فرار نموده ، به

--> ( 1 ) - منظور ، قبچاقى است . ( 2 ) - همان اصفهان . ( 3 ) - افشار ، يكى از طوايف تركان چادرنشين مىباشند . ( 4 ) - اوغورلو خان ؟ ( 5 ) - عراق عجم . ( 6 ) - همدان .