محمد يوسف ناجى
55
رساله در پادشاهى صفوى ( فارسى )
پس غور نما اصل مدّعا را كه نه محض پادشاهى است . و اما پادشاهى اهل باطل ، پس مىفرمايد در انعام : وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ « 1 » . و نيز مؤيّد است آنچه روايت نمود در قرب الاسناد از جناب امام رضا - عليه السلام - كه فرمود : قال : قال جعفر بن محمّد - عليه السلام : إنّ مروان بن محمد لو سئل عنه محمّد رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - ما كان عنده منه علم لم يكن من الملوك الذين سموا له و إنما كان له أمر طرأ « 2 » . پس از اين ظاهر شد كه يعنى اين از ائمه ضلالت بنو اميه اوّلا شمرده نشده براى پيغمبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در وقتى كه جبرئيل خبر مىداد كه امام ضلالت از بنو اميّه و غيره دوازدهاند ، چنانچه ثانيا ثبت و مقدّر شده به سببى از اسباب چند كه جناب او - سبحانه - مطلعند ؛ پس جناب او - سبحانه - قضا و تقدير مىفرمايد ؛ بنابر امور چند و مصلحتها براى مردمان از جهت نافرمانى ناس و عذاب ايشان ، و يا اگر خيرى باشد به جهت فرمانبردارى ناس و شرف ايشان است . چنانچه مؤيّد اين است آنچه روايت نموده شيخ حرّ - رحمه اللّه - در كتاب وسايل الشيعه از جناب رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - كه فرمود : عمّالكم أعمالكم كما تكون يولى عليكم . « 3 »
--> ( 1 ) . انعام : 129 . ( 2 ) . قرب الاسناد : 155 . ( 3 ) . در منابع در دسترس يافت نشد .