محمد يوسف ناجى
42
رساله در پادشاهى صفوى ( فارسى )
حمل بر هولاگو كرده پرداخته و ضمن عبارت ادبى بلند بالا در ستايش اسماعيل مىنويسد كه : در كتب تواريخ مسطور و در افواه و السنه مذكور و ميان مخالف و موافق مشهور كه چون شاه جنّتمكان و خاقان گيتىستان و مؤيد به تأييد ملك منّان ، رافع لواى عدل و تشيع و احسان ، مسدّد مناهج بغى و عدوان از اهل بيت و شيعيان آخرالزمان ، مجدّد قواعد دين قويم و ايمان ، مظهر آثار جلالت و عظمت و زنگزداى از آيينهء ملك و ملت ، حكمانداز سهام تدابير مملكت ، مبطلنماى اخبار رجال شجاعت ، پناه دين و ايمان ، يعنى نواب فردوس مكان شاه اسماعيل صفوى موسوى بهادر خان - طاب ثراه و جعل الجنة مثويه - وقتى كه ركاب دولت و امارت را به شرف پاىبوس حضرت خود مشرّف و مزيّن نمود و نگين خانه زين را به گوهر شاهوار وجود ارجمند خويش مزيّن فرمود ، پس آفتاب ظهورش از كوهسار عوايق امور تيغ كشيده ، پرتو عدل و احسان بر بعضى از ممالك ايران انداخت ، بخت جوانش نوخط دميدن سبزه دولت و تيغ عزيمت جهان گشايش هنوز نيمكش نيام انتظار فرصت بود كه خاطر مباركش را هواى جانفزاى اين معنى بر سر افتاد كه من بعد خطبا بر منابر ارتقى ، و در لعن و طعن . . . بىوفا خوددارى ننموده ، نهال تولّى را از پيوند تبرّى مثمر ثمر رستگارى عقبى گردانند . دنباله آن شرحى است كه مورخان از اقدامات نخست شاه اسماعيل براى رواج تشيع اثناعشرى در تبريز انجام داد . برخى از همراهان از زود بودن و تندى آن انتقاد كردند ، اما شاه اسماعيل گفت « من