محمد يوسف ناجى
41
رساله در پادشاهى صفوى ( فارسى )
روايتى كه مىگويد : « إنّ لآل محمّد بالطالقان لكنزا سيظهره اللّه إذا شاء دعاؤه » مصداق آن را « خروج شاه جنّت مكان از طالقان » مىداند . پيش از اين اشاره كرديم كه شيعيان براى دولت صفوى تا چه اندازه اهميت قائل بودند و اين قداست حتى پس از سقوط صفوى نيز در اذهان آنان باقى ماند . اين نكتهاى است كه نويسنده ما هم به آن توجه دارد كه « اهل روزگار و حقايق آگاهان ذوى الاقتدار ، از دوستان و شيعيان محمد و علىّ حيدر كرار و ائمه اطهار » آگاهند كه شيعيان طى قرون متوالى « در تقيّه شديد » و در « اكثر اوقات مختفى بوداند » تا آنكه « در زمان ظهور اين دودمان خلافت نشان شاه جنّت مكان فردوس آشيان شاه اسماعيل ماضى » اوضاع تغيير كرد . نويسنده حتى از اينكه شاه اسماعيل را بهعنوان فردى از اهلبيت ، مصداق برخى از رواياتى بداند كه بهطور طبيعى دربارهء حضرت قائم ( ع ) وارد شده ابائى ندارد . لذا بلافاصله پس از مطالب بالا مىگويد : « چنانچه گذشت سابقا در حديث . . . حتّى يدفعوه إلى رجل من أهل بيتى فيملؤها قسطا كما ملئوها جورا » . و اينروايت را در تأييد برداشت پيشين خود مىداند . چنانكه روايت « يخرج أناس من قبل المشرق فيوطئون للمهدىّ » را روايتى ديگر در تأييد مطالب خود مىشمرد . البته اين مصداقيابى بسيار كلى است تا جايىكه او آيه « وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ » را نيز در اين جهت مورد استفاده قرار مىدهد . نويسنده مجددا به داستان تطبيق روايت « ثمّ يدفع بظفره إلى رجل من عترتى يقول بالحق و يعمل به » كه به نوشتهء وى پدر علّامه آن را