محمد يوسف ناجى

24

رساله در پادشاهى صفوى ( فارسى )

وى ضمن اشاره به حكومت هزارماهه امويان دولت امامان را دوبرابر آنان مىداند ، يعنى دويست و شصت سال . البته اين مىتواند به دوره رجعت هم مربوط باشد . به‌هرحال دولت اموى ، يكى از مصاديق مهم سلطنت جبر و غلبه و براساس اصطلاحى كه وى در نخستين صفحات به كار برد « اختبار » است . از امويان كه بگذريم ، نوبت به عباسيان مىرسد . جداى از آن‌كه اينان خليفه باشند يا سلطان ، به‌دليل آن‌كه « خود را خليفه به حق و واجب‌الاتباع مىشمردند » و به علاوه « مذمّت ايشان هم در طريق عامه و هم خاصه بسيار است » سلطنت آنان مصداق سلطنت جبر و غلبه است . وى در اين‌باره به رواياتى كه دربارهء رايات سود از مشرق است استناد كرده كه در برخى از آنها از اينان مذمّت و توصيه به عدم حمايت از آنان شده است . جالب است كه رايات سود ، در نقل‌هاى وارد شده ، گاه مورد مذمت و گاه مورد ستايش قرارگرفته است . يك بار با شگفتى تمام از رايات سود به‌عنوان سيادت تفسير شده است . پس از آن به سراغ رواياتى مىرود كه به باور وى به اشارت و تقيه يا صراحت ، سلطنت عباسيان را قدح كرده است . چنان‌كه در روايتى رسول ( ص ) به عمويش عباس مىفرمايد : يا عمّ ويل لولدى من ولدك ؟ شمارى از رواياتى نيز كه در زمره پيشگويىهاى منسوب به امام على - عليه السلام - است ، جزو موارد استثناى نويسنده است . در اين موارد نويسنده غالبا روايات را ترجمه نكرده امّا در لابلاى آنها توضيحات كوتاهى آورده است كه اشارات موردنظر وى را در تطبيق