كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
83
ده سفرنامه ( فارسى )
گرديد و به آنها گفت كه شما مرز بين نادر شاه و نادر قلى را تشخيص نمىدهيد . او به دوستان و محارم خود كه در مذاكرات خصوصى او شركت مىكنند محبت بسيار مىكند اما در مسائل عمومى با آنها در حد شايستگى و لياقت آنها رفتار مىكند تا جائى كه نتوانند به همكاران و همقطاران خود فخر و مباهات بفروشند . مادرش كه تا سال 1737 زنده بود ( به گفته آنهائى كه به خانواده سلطنت نزديك بودند ) پس از آنكه شاه را از سلطنت خلع كرد از وى درخواست كرد كه شاه را دوباره به سلطنت برگرداند و در عوض شاه قانونى را به تصويب برساند كه او را مادام العمر به سمت سپهسالارى خود برگزيند . نادر شاه از مادرش پرسيد كه آيا واقعا اينطور فكر مىكند ؟ مادرش گفت آرى نادر شاه در حالى كه مىخنديد به وى گفت اگر من هم يك پيرهزن بودم شايد اينطور فكر مىكردم و آرزو داشتم كه خود را در مهلكه و دردسرهاى سلطنت نيندازم . او با كوچكترين عمهى شاه طهماسب يعنى خواهر شاه سلطان حسين ازدواج كرده است به طورى كه شنيدم از او صاحب دخترى است او چند كودك خردسال از زنان صيغهاى خويش و همچنين دو پسر از ازدواج دوران گمنامى خود دارد پسر بزرگش رضا قلى ميرزا ( 4 ) در حدود بيست و پنج سال دارد و از خردسالى با درجهء افسرى جزء وارد قشون شد و حالا به درجهء ژنرالى ارتقاء يافته و هنگامى كه پدرش به هندوستان لشكركشى نمود به سمت نايب - السلطنه ايران برگزيده شد . دومين فرزند او نصر الله ميرزا است كه در حدود بيست و يكسال سن دارد و حكمران مشهد و استاندار خراسان است و يك وزير هم به عنوان مشاور در كارهايش به او كمك مىنمايد .