كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
56
ده سفرنامه ( فارسى )
گستاختر مىشدند سرانجام سربازان با تفنگ و كمان به طرف آنها تيراندازى نمودند . در اين موقع نادر شاه به مسجد روشن الدوله كه نزديك محكمه حاكم شرع بود ، وارد گرديد سكنه محل كه از اين موضوع اطلاع يافتند در اطراف مسجد اجتماع كرده و شروع به پرتاب سنگ نمودند در اين اثنا از درون يكى از پنجرههاى مسجد تيرى به سوى نادر شاه شليك شد كه به خطا رفت ليكن يكى از افسرانى كه در كنارش ايستاده بود كشته گرديد و اين حادثه موجبات خشم و غضب وى را فراهم نمود و امر به قتلعام داد بلافاصله سربازان از ديوارها و پنجرهها به درون خانهها هجوم بردند و شروع به كشتار دستجمعى نمودند صحنه اين كشتار مساحتى را به طول سه كوس از « طرف اردو » ( بازار صرافها ) تا جلو قلعه « عيدگاه قديم » و از يك طرف هم تا Jittli Tamb و از طرف ديگر نيز تا پل « متاعى » را دربر مىگرفت . تمام كوچههاى بازار و خانههاى اطراف و « خانم بازار » و اطراف مسجد جامع و بازار بزازها و طلافروشان مورد غارت و چپاول قرار گرفت و بعضى محلها نيز به آتش كشيده شد و سربازان هركسى را كه در خانهها يا كوچهها يا بازار مىديدند چه بزرگ و چه كوچك و چه زن و چه مرد همه را از دم تيغ مىگذرانيدند حتى درندهخوئى و تبعيت را به جائى رسانيدند كه چند زن زندانى را نيز به قتل رسانيدند . لطفعلى خان افسرى كه مأمور قتلعام ميدان سعد الله خان و دروازه دهلى بود هنگامى كه به خانه سر بلند خان رسيد خان هراسناك و حيران از خانه بيرون دويد و خود را به آن افسر معرفى نمود و بعد از آنكه قول داد مبلغى به او بپردازد دستور داد تا سربازانش به اهل خانه كارى نداشته باشند ولى در جاهاى ديگر كشتار و آتشزدن در حد وحشىگرى ادامه يافت .