كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
57
ده سفرنامه ( فارسى )
نادر شاه پس از صدور فرمان قتلعام به قلعه بازگشت و در حدود دو ساعت محمد شاه و نظام الملك كه براى شفاعت از مردم شهر آمده بودند در حال انتظار ماندند تا سرانجام نادر شاه وساطت محمد شاه را پذيرفت و دستور داد تا توقف و خاتمه كشتار را با نواختن طبل به اطلاع سربازان رسانيدند . اين كشتار از ساعت هشت صبح تا سه بعد از ظهر ادامه يافت و در اين بلواى عام چهارصد قزلباش و از سكنه شهر در حدود يكصد و بيست هزار تن ( كوچك و بزرگ ) به قتل رسيدند . بعضىها شمار كشتهشدگان را به يكصد و پنجاه هزار تن تخمين زدهاند و همچنين ثروت و مايملك فراوانى به غارت رفت كه مقادير زيادى به خزانه نادر شاه واريز ، و قدرى هم دستخوش طعمه حريق گرديد . در چندين خانواده هندو از هر خانوار تنها يك تن زنده مانده ، و در جاهاى ديگر بودند خانوادههاى سى تا چهل نفرى كه به دور هم جمع مىشدند و خود را به آتش مىكشيدند ، در كوچهها و خيابانها به قدرى اجساد بر روى هم انباشته شده كه براى مدتى رفتوآمد عابرين را مختل كرده بود . هنگامى كه كشتار عمومى آغاز شد شورشيان در يك طرفة - العين ناپديد شدند اما بقيه مردم بىگناه و كسبه بازار به دست قزلباشان خشمگين قتلعام شدند . تعدادى از افراد متعصب به خاطر حفظ حيثيت خانواده نه تنها زنهايشان را كشتند بلكه خودشان را نيز معدوم نمودند يكى از اين افراد بختبرگشته به مجردى كه سربازان به نزديكى خانهاش رسيدند در حدود بيست تن زن و افراد خانوادهاش را در آتش افكند و خود منتظر ماند تا سربازان به خانهاش بريزند و او را نيز به قتل برسانند ولى بر حسب اتفاق سربازان متوجه آن خانه نشدند و از آن محوطه گذشتند اما آن مرد چنان از خود بىخود و نااميد شده بود كه به