كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

48

ده سفرنامه ( فارسى )

با سپاهيانشان آماده شدند تا در صورتى كه امپراطور دستور حمله را صادر نمايد آنها هم آمادگى خود را اعلام نمايند و اگر هم بخواهد تسليم شود آنها اوامر او را اطاعت نمايند . ولى در اين روز هيچگونه تصميمى گرفته نشد غلات و ارزاق عمومى در قرارگاه به شدت كاهش يافت تا جائى كه هريك سيرونيم گوشت لاشه گاو مرده به يك روپيه به فروش مىرسيد . بيست و ششم ذيقعده بيست و پنجم فوريه در روز 26 ذيقعده سر بلند خان اجازه يافت كه به طرف اردوگاه نادر شاه كوچ نمايد طبق يك دستور قشون و باروبنه‌اش در سمت راست قرارگاه نادر شاه جاى داده شد و خود او نيز به اتفاق خان‌زادخان و سه يا چهار سوار اسكورت و چهار يا پنج خدمه به طرف اردوگاه نادر شاه روانه گرديد و در چادر كوچكى جنب اقامتگاه سعادت خان در نزديكى « بارگاه » اقامت گزيد . مقارن ساعت نه صبح محمد شاه ( طبق يك دستور ) بر تخت روان سلطنتى نشست و به اتفاق امير خان و اسحق خان و تعدادى از خواجگان رهسپار اردوگاه نادر شاه گرديد . هنگام ورود او را به چادرى كه روز قبل به فرمان نادر شاه در مقابل جايگاه اختصاصى برايش آماده نموده بود راهنمائى كردند در اينجا او اجازه يافت كه هر تعداد خدمه و يا هر چيز ديگرى كه احتياج داشته باشد در اختيارش گذاشته بود و ضمنا هزار سوار قزلباش به عنوان گارد محافظ او گماشته شدند . مقارن ساعت هشت شب محمد شاه احضار و به ملاقات نادر شاه رفت و بعد از سه ساعت به استراحتگاه خود مراجعت نمود و همان