كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
49
ده سفرنامه ( فارسى )
شب دستورى صادر شد كه هيچكس از « امراء » حق ملاقات با او را نداشته باشند . بيست و هفتم ذيقعده بيست و ششم فوريه روز بيست و هفتم ذيقعده سر بلند خان « به دربار » نادر شاه فرا خوانده شد و مقرر گرديد كه او و سعادت خان در معيت « توپچى - باشى » و « نسقچىباشى » كه هركدام دويست سوار در اختيار داشتند مأموريتهائى انجام دهند « توپچىباشى » وظيفه داشت تا تمام تجهيزات و واحدهاى توپخانه امپراطور و امراء را ضبط نمايد و « نسقچىباشى » نيز دستور داشت تا با كمك قمر الدين خان خزانه سلطنتى و كليه وسائل و مهمات متعلق به امپراطور و امراى معدومشده را مصادره نمايد و همچنين سلطان احمد پسر امپراطور و ملكه الزمان امپراطريس را به استراحتگاه محمد شاه اعزام نمايند و همزمان امريهاى به قمر الدين خان و سعادت خان صادر شد كه تمام نوكران و سربازان قديمى امپراطور در محل اقامت خود باقى بمانند ولى تمام عملهجات و باربرها از خدمت معاف و متفرق شوند . طبق همين فرمان تمام اموال و اثاثيه مورد نظر ضبط و مصادره گرديد و نيز پسر امپراطور و همسر او ( ملكه الزمان ) به اندرون محمد شاه اعزام شدند . در اين روز بىنظمى و آشفتگىهاى زيادى در اردوگاه محمد شاه به وقوع پيوست و مقدار زيادى از باروبنه و تجهيزات را به غارت بردند و عدهاى از سربازان و گماشتگان امپراطور فرار كردند و به طور مخفى زندگى تازهاى را آغاز نمودند .