كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
44
ده سفرنامه ( فارسى )
اينجا بپيمائيم و هزينه فوق العادهاى را متحمل شويم و سربازان ما نيز در اثر پيمودن راه طولانى بسيار خسته هستند و احتياج به تهيه و تدارك وسائل لازمه مىباشند لامحاله براى چند روزى به دهلى مىرويم تا لشكريان كمى استراحت نمايند و بعد همانطورى كه با نظام الملك قرار گذاشتيم پس از دريافت « پيشكش » ( غرامت جنگى ) كه شايسته و در خور مقام ما باشد اينجا را ترك مىنمائيم تا شما فرصت رسيدگى بيشترى به كارهاى خودتان داشته باشيد . در خلال تمام اين مذاكرات محمدشاه كلمهاى بر زبان جارى نكرد و تنها با سكوت شرمآور و فكرى پريشان و مشوش گفتههاى وى را تأئيد مىنمود . در اين مذاكرات خصوصى فرد ثالثى شركت نداشت . بعد از اين ملاقات عصر همان روز امپراطور به اتفاق جواد خان و بهروز خان و قاضى الدين خان به لشگرگاه خود مراجعت نمود . در اين موقع عدهاى از افسران به امپراطور شكايت كردند كه عدهاى از فروشندگان نرخ غله و ارزاق عمومى را بالا بردند امپراطور دستور داد تا دكانهاى آنها را غارت نمودند ليكن اين كار به جاى اينكه اثر مثبتى داشته باشد برعكس نرخ خواربار را بطور بى - سابقهاى بالا برد . بيست و يكم ذيقعده بيستم فوريه در صبح روز 21 ذيقعده وزير نظام الملك و عظيم الله خان و قاضى الدين خان به حضور نادر شاه بار يافتند و اجازه خواستند تا به دهلى مراجعت نمايند در اين ديدار وزير مفتخر به دريافت يك رأس اسب و يك دست ملبوس شد و عظيم الله خان و قاضى الدين