كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
45
ده سفرنامه ( فارسى )
خان نيز هركدام به دريافت يك بالاپوش سرافراز و مباهى گرديدند . مقارن ساعت نه همان شب آنها به حضور محمد شاه رسيدند و نتيجه مذاكرات محرمانه با نادر شاه را به اطلاع وى رسانيدند در همان روز امپراطور دستور داد تا اجساد پانصد تن از سپاهيان را كه در ميدان جنگ بر زمين افتاده بودند جمعآورى و دفن نمايند تعداد جنازههائى كه از سپاه هندوستان در ميدان جنگ جمعآورى كرده بودند به هفده هزار جسد شمارش شده بود اين اجساد در زمينى به مساحت هفت كوس پراكنده بودند . به طورى كه گفته شده هنگام دفن به قدر كافى خاك بر روى اجساد ريخته نشده و در نتيجه چند روز بعد بعضى از جنازهها از زير خاك بيرون آمده بود . به طورى كه گزارش شده تعداد چهارصد تن از سپاهيان نادر شاه در ميدان جنگ كشته شده و هفتصد تن نيز زخمى شده بودند ليكن كسى مقتولين را نديده چرا كه شبانه آنها را به خاك سپردند . تعدادى از سربازان هندى كه زخمى شده و قادر به حركت نبودند و كسى هم آنها را از ميدان جنگ خارج نكرده تا تحت معالجه قرار گيرند پس از مدت كوتاهى نيز در ميان كشتگان جان سپردند و ضمنا لاشه سه رأس فيل نيز در ميدان جنگ مشاهده گرديد . در روز 21 ذيقعده غله و ارزاق عمومى كمياب شد و بهاى هريك سيرونيم گندم يك روپيه و هر سير روغن به دو تا چهار روپيه رسيده بود و علت گرانى اين بود كه در اثر محاصره هيچگونه غله و آذوقهاى وارد لشكرگاه نمىشد بعضى از سربازان بدون اسلحه به اردوگاه نادر شاه كه در حدود سى تا چهل كوس فاصله داشت مىرفتند و گندم را به بهاى هردوازده سير به يك روپيه خريدارى مىكردند .