كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

36

ده سفرنامه ( فارسى )

امروز پيغام‌هائى توسط چند افسر درباره صلح به نظام - الملك رسيد كه همه را رد كرد و غير از جواب جنگ چيز ديگرى شنيده نشد . پانزدهم ذيقعده چهاردهم فوريه 15 ذيقعده نادر شاه به علت احتياج به آب از تيلاورى كوچ نموده و در پشت قرارگاه خان دوران به فاصله چهار كوس قشون خود را مستقر نمود . امروز صبح سعادت خان وارد سراپرده امپراطور شد و در انتظار شرفيابى نشست مقارن ساعت نه خبر رسيد كه عمله و گماشتگان سعادت خان كه باروبنه و اثاثيه‌اى را از عقب حمل مىكردند چون بين اردوگاه نادر شاه و خان دوران اتراق كرده بودند به علت عدم استحكامات و حفاظت مورد حمله دشمن قرار گرفته و چند نفرى كشته و باروبنه نيز به غارت گرفته شد « 4 » . سعادت خان بعد از شنيدن اين خبر « دربار » را ترك نمود و با تمام قشون خود به‌طرف قرارگاه خويش شتافت خان دوران نيز همان شب به اتفاق دو پسر و سپاهيانش به او ملحق گرديد و همچنين مظفر خان و سيد حسن خان و خان زمان خان و شاهد خان و اسحق على خان و جمعا بيست و دو تن از امرا و سرداران با تمام سپاهيانشان نيز به دو پيوستند . نادر شاه كه به تازگى از تيلاورى به آنجا رسيده بود از اين نقل و انتقالات آگاهى

--> ( 4 ) - محمد رضا خان يكى از سرداران سعادت خان كسى بود كه در اولين حمله چهارصد يا پانصد نفر قزلباش به همراه چند تن كشته گرديدند . در اين زدوخورد عده‌اى نيز به اسارت گرفته شدند « نويسنده » .