كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

37

ده سفرنامه ( فارسى )

يافت و بلافاصله به‌طرف قرارگاه آنها پيش راند و دستور داد تا هزار سوار « كرد » ، هزار سوار « قاجار » هزار سوار « بختيارى » و هزار سوار تفنگدار جمعا چهار هزار سوار از اردو انتخاب و جدا شوند ، و آنگاه مقرر داشت سه هزار نفر از اين سواران در سر كمين‌گاه مختلف موضع بگيرند و بعد پانصد سوار تفنگ‌دار را ( تفنگ فتيله‌اى ) به‌طرف اردوى سعادت خان و پانصد سوار ديگر را به سوى قرارگاه خان دوران امر به حمله داد تا با اين حيله آنها را به ميدان نبرد بكشاند اين تمهيد با موفقيت همراه بود چرا كه سوارانى كه در كمينگاه‌ها مستقر شده بودند از سه طرف حمله‌ور شدند غير از اين چهارهزار نفر افواج ديگرى از سپاهيان نادر در اين نبرد شركت نجستند مگر خود نادر به سركردگى هزار سوار « افشار » كه پيشاپيش سواران خود حمله مىكرد و آنها را به پايدارى و مقاومت ترغيب مىنمود در اين موقع بقيه سپاهيان به دستور نادر شاه در فواصل يعنى در جاى خود آرايش جنگى گرفتند و هر فوجى جداگانه آماده و گوش به فرمان سركرده خود بودند ليكن فرصتى براى شركت آنها در جنگ به‌دست نيامد زيرا كه آن پنج هزار سوار انتخابى سرسختانه تا غروب به جنگ و ستيز ادامه دادند تا سرانجام قواى امپراطور را در هم شكستند . در اين جنگ سعادت خان شيرجنگ و فرزند كوچك خان دوران در حالى كه چندين زخم برداشتند به اسارت درآمدند و عده‌اى هم كه جراحت برداشتند به پشت ميدان جنگ منتقل شدند مظفر خان با تعدادى از افسران ديگر به قتل رسيدند و تعدادى هم به سختى مجروح كه به قرارگاه‌هاى خود عودت داده شدند . سيد حسن خان نيز زخمى گرديد و او را روانه دهلى نمودند و عدهء زيادى هم در