كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
35
ده سفرنامه ( فارسى )
قرارگاه شوند كشته و چند تن از آنها را هم دستگير و نزد نظام - الملك بردند . چهاردهم ذيقعده سيزدهم فوريه چهاردهم ذيقعده نادر شاه تعدادى از تجهيزات و باروبنه خود را در شاهآباد يك منزلى دربند و قسمتى را هم در تانىشير مستقر نمود و خود با چهل هزار سرباز مركب از افواج نيزهدار ، كمان - دار ، و تفنگدار وارد دهكده تيلاورى شدند هر سوار دو يا سه نفر گماشته از قبيل مهتر و جمازهران يا شتربان همراه داشتند تماما جوان و قوىهيكل و مسلح كه بعضى سوار بر شتر و برخى هم سوار بر قاطر يا « يابو » بودند . هيچ فرد غير مسلح يا پيادهاى ديده نمىشد حتى آنهائى كه باروبنه و اثاثيه را از عقب اردو حمل مىكردند همه مسلح و سوار بودند تمام افراد قشون و خدمه به يكصد و بيست هزار نفر مىرسيد در بعضى موارد ارباب از نوكر ، و سوداگر و عمله خدمت ، از سرباز ، تشخيص داده نمىشد ، همه جسور با اراده و از جانگذشته و مستعد همه نوع مقاومت و فداكارى بودند . در حدود شش يا هفت هزار زن كه از تركها و قندهاريها به اسارت گرفته بودند در ميان قشون حركت مىكردند و تشخيص آنها از سربازان بسيار مشكل بود آنان هركدام يك « بارانى » بر روى لباس خود بر تن كرده و يك كمربند تنگ و چسبان به دور كمر بسته و صورت و لبهايشان را با نقابهاى زيبائى پوشانده و يك شال به شكل عمامه بر سر نهاده و چكمه نظامى به پا كرده و همه مانند مردان مسلح شده بودند .