كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
330
ده سفرنامه ( فارسى )
آنان احشام خود را در مراتع كنار كارون و آب زال و كراخه مىچرانند . قبيله بنىلام شايد كمتر از آلكثير نباشد آنان نيز سواحل دجله و گيندز « 8 » را در اختيار خود دارند . طوايف فارسىزبان كمتر از مناطق كوهستانى وارد صحرا مىشوند چرا كه آنان طوايفى متمرد و ياغى هستند و اغلب به دزدى و راهزنى اشتغال دارند و ترجيح مىدهند كه در ارتفاعات و مناطق صعب العبور زندگى نمايند تا بتوانند غنايمى را كه از طريق غارت بهدست مىآورند بدانجا ببرند و از تعقيب و مجازات در امان بمانند هنگامى كه من و آقاى مونتيت در حال سفر از شوشتر به رامهرمز بوديم در طول راه با دستهاى از اين راهزنان برخورد نموديم كه خوشبختانه يكى از سركردگان آنها را اسير نموديم و همراه خود به شوشتر آورديم و از وى به نام سفير به ميرزا شفيع فرماندار شوشتر شكايت نموديم و از او خواستيم تا سارق را مجازات نمايد ولى ميرزا شفيع از محاكمه او اظهار عجز و ناتوانى كرد و از مجازات او صرفنظر نمود و به ما توصيه كرد كه او مىتواند در صحراى خوزستان براى شما راهنماى خوبى باشد . ما به توصيه ميرزا شفيع براى بار دوم با اسكورتى در حدود شصت سوار زبده ( از همان طايفهاى كه مىخواستند ما را به قتل برسانند ) عازم رامهرمز شديم آنها در تمام طول راه و مسافتى در حدود هفتاد مايل ما را همراهى نمودند . تا وارد دره رامهرمز شديم و پس از پرداخت مبلغ جزيى به عنوان انعام و پاداش آنها را مرخص نموديم تا به خانههاى خود مراجعت نمايند .
--> ( 8 ) - Gyndes