كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

328

ده سفرنامه ( فارسى )

حاكم مىدوزند ، زمانى هم نگاههاى فرسوده خود را متوجه كيسه‌هاى خالى و دهات متروكه خود مىنمايند . رامهرمز رامهرمز يكى از عجيب‌ترين دره‌هاى سرزمين ايران است طول اين دره در حدود پانزده فرسخ و عرض آن بين شش تا هفت مايل مىباشد رودخانه جراحى از مشرق وارد مركز اين دره مىگردد . اين رودخانه هنگامى كه از كوه سرازير مىگردد در شش مايلى شرق رامهرمز با خورخان‌كنده تلاقى مىنمايد و پس از ادغام از ميان تپه‌هاى كم‌ارتفاع در كنار دره به‌طرف جنوب سرازير مىگردد در حال حاضر اين سرزمين حاصل‌خيز « 7 » به پنج تن از خوانين و سركردگان محلى تعلق دارد كه همه باهم دشمنى و خصومت مىورزند يكى از اين سركردگان شيخ عربى است كه در منتهى اليه غرب دره سكونت دارد و چهار تن ديگر كه باهم برادرند ايرانى هستند و هركدام در يك دره حاصل‌خيز صاحب قلعه‌اى هستند و به‌طور دائم احشام و غلات يكديگر را غارت مىنمايند اين مسئله بيشتر خوانندگان را قادر مىسازد تا به‌طرز ضعف فكرى و سيستم نفرت‌انگيز و نظام وحشيانه اين مردم پىببرند تا بدانند چرا سرزمينى به اين زيبايى و حاصل‌خيزى به‌چنين حال و روزى گرفتار شده است . من در اين‌جا داستان ملاقات خود و آقاى مون‌تيت را با يكى

--> ( 7 ) - در اين دره جنگ بزرگى بين اردشير بابكان و اردوان به‌وقوع پيوست كه به شكست اردوان منجر گرديد و اردشير لقب شاهنشاه ايران را به خود اختصاص داد . « نويسنده » .