كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
278
ده سفرنامه ( فارسى )
اتفاق وزراء از محوطه خاكى عبور كرديم و وارد باغ شديم و به طرف همان تالارى كه معمولا در آن بارعام برگزار مىشود رهسپار شديم ما حسب المعمول چند بار سر فرود آورديم و كفشهايمان را از پا درآورديم در اين باريابى بر خلاف قبل كه ما روى فرشهاى زرباف راه مىرفتيم اين بار ناچار بوديم كه روى كاشىهاى نمناك كنار حوض قدم برداريم . شاه در آغاز با ما احوالپرسى نمود و بعد جوياى حال سفير شد و آنگاه از مفاد نامه سفير كه صبح آن روز صدراعظم به وى تقديم كرده بود تعريف و تمجيد كرد و سپس راست و قائم بر روى تخت نشست و براى مدت طولانى بدون وقفه به صحبت پرداخت و در پايان ما را رخصت مراجعت داد و ما هم به اتاق مجاور برگشتيم و قرار شد صبح روز بعد مجددا به حضور وى شرفياب شديم . در اين موقع صدراعظم در كنار پنجره مشغول تهيه جواب نامه سفير بود و عدهاى از پيشخدمتها كه در كنار پنجره اجتماع كرده بودند اين جوابيه را كلمه به كلمه مىخواندند با اين ترتيب تمام درباريانى كه در آنجا حضور داشتند هم از اصل نامه و هم از جواب آن آگاهى كامل بهمرسانيدند . صدراعظم نامه را به ما تسليم نمود و آنگاه پيشخدمتها را از اتاق مرخص كرد و قدرى بهطور خصوصى با ما به مذاكره پرداخت كه چندان نتيجه مطلوبى نداشت و سرانجام دربار را ترك نموديم . در اين مذاكرات تصميم گرفته شد كه فردا صبح سفير با شاه ملاقات نمايد . صبح روز بعد طبق قرار قبلى آقاى بروس و من هر دو خلعت مرحمتى شاه را پوشيديم و در معيت سفير روانه دربار شديم . شاه در عمارت كلاه فرنگى يكى از محدثات آغا محمد خان در كاخ گلستان ما را به حضور پذيرفت او بر روى يك صندلى نشسته و قبايى از شال بر تن داشت و ظاهرا بسيار شاداب و سرحال به