كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

266

ده سفرنامه ( فارسى )

زيادى دور از هم به صف ايستاده بودند در وسط اين صفوف « نسقچىباشى » در حالى كه عصايى در دست ، و « جغه‌اى » كه شاه به او هديه كرده بود بر روى كلاهش ديده مىشد به عنوان فرمانده ايستاده بود مراسم اول اختصاص به تقديم پيشكش و هداياى حكام ولايات داشت در اين موقع مسئول و مجرى مراسم سلام همراه با نماينده صاحب پيشكش جلو مىآمد و نام تقديم‌كننده هدايا وزير اقلام پيشكش را از روى كاغذ كه در دست داشت به آواز بلند مىخواند . اولين پيشكش متعلق به حسينعلى ميرزا بود ، هداياى اين شاهزاده كه در درون يك سينى بزرگ بر روى سر يك نفر حمل مىشد عبارت بود از چند طاقه شال و انواع و اقسام پارچه‌هاى گوناگون و مرواريد و غيره و پس از آن چند مجموعه پر از اقسام شيرينىجات و بعد از آن چند رأس قاطر با محمولاتى از ميوه . هداياى بعدى متعلق به محمد على خان ( ميرزا . م ) « 5 » حاكم همدان پسر ارشد شاه بود كه به علت اينكه مادرش يك كنيزك گرجى بود از رسيدن به مقام ولايتعهدى محروم گرديد . هداياى اين شاهزاده عبارت بود از تعدادى طپانچه و نيز يك قطار صد نفرى شتر و تعدادى قاطر . بعد از آن نوبت حاكم يزد و يكى ديگر از پسران شاه فرا رسيد پيشكش و تقديمىهاى اين شاهزاده نيز شامل طاقه‌هاى شال و مقدارى پارچه ابريشمى بافت كارخانجات يزد بود . پس از حاكم يزد نوبت تقديم هداياى حاكم مشهد شد و سرانجام آخرين و گرانبهاترين پيشكش‌ها متعلق به حاجى محمد حسين خان امين -

--> ( 5 ) - در مورد شرح‌حال حسينعلى ميرزا و محمد على ميرزا به يادداشتهاى مترجم ذيل بخش هفتم مراجعه شود . « مترجم » .