كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
267
ده سفرنامه ( فارسى )
الدوله بود كه شامل پنجاه قاطر با روكشهايى از شال كشمير كه هركدام محمولهاى به مبلغ يكهزار تومان سكه رايج با خود حمل مىكردند . كه همه به صندوقخانه شاهى تحويل گرديد . هنگامى كه مراسم تقديم پيشكش و هدايا به پايان رسيد نمايش و بازيهاى تفريحى آغاز شد در ابتدا يك پسر بچه دوازده ساله وارد صحنه شد و چند بار از عقب و جلو از طناب بالا رفت اين طناب به پشتبام و محلى كه شاه نشسته بود امتداد پيدا مىكرد او در پرش اول يك زاويه چهل درجه و در پرش دوم يك زاويه پنجاه درجه بوجود آورد وى چند بار بر روى طناب در حالى كه موازنه خود را حفظ مىكرد به سرعت عبور كرد و سپس با آهنگ موسيقى چند بار از طناب بالا و پائين آمد و سپس خيلى سريع از عقب از طناب بالا رفت و آنگاه بدون هيچگونه خطرى خود را به سطح فوقانى طناب رسانيد و در حالى كه پيراهن كوتاهى بر تن داشت شروع به يك نوع رقص عجيب و غريب كرد . بعد از آن فيلى كه در ميان جمعيت منتظر هنرنمائى بود در حالى كه نعره مىكشيد روى دو پا بلند شد و ظاهرا به شاه سلام و اظهار ادب نمود و دو نفر كشتىگير كه بر پشت فيل مشغول زور - آزمايى بودند آنكه حريف خود را به زمين پرتاب كرده بود بهطرف شاه دويد و يك تومان انعام گرفت و بعدها در حدود ده نوع از اين سرگرمىها بهطور موفقيتآميز در حضور شاه انجام گرفت و آنگاه مردى خرسى را به صحنه كشانيد و با او مشغول كشتى گرفتن شد در اين نبرد تنبهتن خرس هميشه غالب بود و هنگامى كه رقيب كشتىگير خرس سعى مىكرد او را در حوض آب بيندازد خرس با عصبانيت به او حمله كرد و چنانچه دندانهايش را قبلا نكشيده بودند قطعا به او آسيب مىرسانيد . كمى بعد دو رأس قوچ را وارد ميدان نمودند و براى مدتى