كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

253

ده سفرنامه ( فارسى )

پاى اسب او را مشايعت كردم و هنگامى كه سوار مىشد در حالى كه تبسمى بر لب داشت با صداى بلند بطورى كه همراهانش شنيدند گفت « بارك الله » بسيار جالب است من يك غلام هستم در صورتى كه شما يك سفير ! نقص عضو تأثير دهشتناكى در هيئت ظاهرش به جاى گذاشته ، ولى به‌طور كامل زيبايى او را از بين نبرده است . در ملاقات بعدى كه با شاه داشتم از من پرسيد كه به خسرو چه گفتيد ؟ يا چه كرديد چرا كه آن بيچاره بعد از آنكه شما را ترك گفت غير از گريه تمام شب كار ديگرى نداشت .