كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

243

ده سفرنامه ( فارسى )

آمدند پس از انجام تعارفات رسمى ناهار را با امين الدوله ( 6 ) وزير دوم صرف نموديم ، آقاى شريدان در پانزدهم فوريه در تقويم روزانه‌اش مىنويسد « سرهارفورد تمام شب را با ميرزا شفيع به گفتگو نشسته بود و در روز شانزدهم مىنويسد « سرهارفورد رونوشت يك طرح قرارداد مقدماتى را به من نشان داد و گفت فردا مراسم شرفيابى انجام خواهد گرفت . » در رابطه با مراسم شرفيابى باز هم به يادداشتهاى « 29 » آقاى شريدان مراجعه مىكنم « تعداد زيادى افسر و صاحب‌منصب در مسير ما تا كاخ‌شاهى صف كشيده بودند هنگام ورود براى مدتى در يكى از اطاقها توقف نموديم تا اينكه يكى از صاحب‌منصبان دربار اطلاع داد كه شاه براى پذيرفتن هيئت آماده است در اين موقع سرهارفورد نامه اعليحضرت پادشاه انگلستان را در ميان دو دستش بر روى سينه گذاشت و به مورير دستور داد تا با هدايا از جلو حركت نمايد ، اين هدايا عبارت بودند از يك قطعه الماس بسيار درشت و زيبا كه سرهارفورد قيمت آن را در ايران به مبلغ بيست و پنج هزار ليره استرلينگ تخمين زده بود ، به اضافه يك جعبه انفيه‌دان طلاى ميناكارى با قابى از تصوير شاه كه با برليان و ديگر جواهرات تزيين و تذهيب‌كارى شده و همچنين يك جعبه كوچك از چوب آبنوس كه با ظرافتى خاص صحنه‌هايى از جنگ ترافالگار را با عاج روى آن نقاشى نموده بودند و به اضافه چيزهاى ديگرى كه فراموش كرده‌ام . ما از يك دهليز باريك عبور كرديم تا وارد تالار سلام شديم در اينجا مشاهده كرديم كه پادشاه ايران بر روى تخت نشسته و بر يك مخده سرخ مرواريددوزى تكيه داده است . اطاق تقريبا تاريك

--> ( 29 ) - به فارسى در متن انگليسى . « مترجم » .