كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

230

ده سفرنامه ( فارسى )

به اطلاع دربار خواهم رسانيد و غير از آن نمىتوانم راه ديگرى را بپذيرم . بلافاصله دنبال حاجى يوسف فرستادم و از او خواستم كه هرچه زودتر با من ملاقات نمايد او از راه لطف پيشنهاد مرا پذيرفت و به ديدارم شتافت من به‌طور مشروح و مفصل جريان را با وى در ميان گذاشتم و گفتم كه بعضى جريانات در هندوستان پيش آمده كه ممكن است در موقعيت من تأثير بگذارد و مشكلاتى برايم به وجود آورد كه از حركتم به تهران جلوگيرى شود ، او بلافاصله در ميان بهت و حيرت من جواب داد من موقعيت شما را درك مىكنم اين مسئله را از شب قبل مىدانستم و اگر هم مرا احضار نكرده بوديد شخصا به ملاقات شما مىآمدم حكومت هند تصميم گرفت كه با ايران وارد جنگ شود و جزيره خارك را تصرف نمايد در حالى كه سفيرى از طرف پادشاهشان در ايران اقامت دارد و سعى مىكند صلح و صفا را بين طرفين برقرار نمايد انگليس‌ها به خاطر درايت و مردانگىشان در ايران از اعتبار خاصى برخوردارند و حالا چه اتفاقى افتاده است و من قضاوت آن را به خود شما مىسپارم و به صداقت باطنى شما اعتماد دارم و مىخواهم بگويم اگر در دنيا يك نفر باشد كه بتواند اين سوءتفاهمات را بر طرف نمايد آن هم شخص شما هستيد . هيچ چيز نمىتواند مخفى بماند ديشب در قصر دو جلسه طولانى در اين مورد تشكيل يافته بود و چاپارى نيز به تهران اعزام گرديد فرانسويها پنج روز قبل اين اخبار را منتشر نمودند گرچه نزديك بود ما پشت آنها را به خاك بماليم ولى من مىترسم كه آنها بتوانند ما را از ميدان بدر كنند در اين مورد نيز نبايد بين شما و ميرزا بزرگ نامه‌اى ردوبدل شود به دستور او يك نفر سوار با اسبش در خانه من آماده است كه جهت پاره‌اى كارها به نزد او برود و من به وى خواهم گفت كه نامه