كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
231
ده سفرنامه ( فارسى )
شما را نيز همراه ببرد و سپس اضافه كرد كه بهتر است نامه خيلى مختصر باشد چونكه ممكن است در حين يورتمه نامه از لاى شال كلاهش به زمين پرتاب و گم شود موضوع مهمى كه مىبايستى به ميرزا بزرگ ثابت كنيد و او هم به نوبه خود به وزراء و دولتمردان تهران بقبولاند آن است كه شما داراى استقلال هستيد و وظائف شما ربطى به فرماندار كل ندارد من در پاسخ گفتم دوست عزيز شما به زودى همه چيز را خواهى ديد ! و اميدوارم شما به ميرزا بزرگ بنويسيد كه من ترجمه اسناد و مهر پادشاه را به او نشان خواهم داد من هرگز چهره بشاش آن مرد پير را فراموش نمىكنم كه فرياد زد « والله » شما بايستى نزد شاه برويد اما مىترسم كه اينجا زياد معطل بمانيد چونكه نبايد انتظار داشته باشيد قبل از آنكه شاهزاده دستورى از تهران دريافت نمايد ، حركت كنيد . تجار و بازرگانانى كه با هندوستان رابطه دارند نفوذ زيادى در اينجا دارند و شما همه آنها را مىشناسيد من سعى خودم را مىكنم و براى اين منظور از اعمال نفوذ آنها استفاده كنيد . در رابطه با اين رويداد لازم بود كه من در شيراز اقداماتى انجام دهم عاقلانهترين و شرافتمندانهترين راه آن بود كه من ترجمهنامه فرماندار كل را كلمه به كلمه براى وزير ارسال دارم و از او بخواهم در صورتىكه مقتضى بداند با من ملاقات نمايد اين كار انجام گرفت و ترجمهنامه آماده و مهيا گرديد حال ببينيم دوست من شريدان در تقويم روزانهاش در اين مورد چه نوشته است . « سرهارفورد در باغ شاهزاده ملاقات طولانى با وزير داشت و در رابطه با ورود خصومتآميز ملكم به خليجفارس با او به گفتگو نشست اين رويداد بسيار ناخوشآيندى است و من ترديد ندارم كه توقف بيشتر ما در شيراز دردى را دوا نمىكند رفتار