كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
228
ده سفرنامه ( فارسى )
معضلات دولت شما با باب عالى فيصله يافته است ، اين رويداد براى ما و شما بسيار سودمند است و چنانچه هم مايل باشيد از شيراز رابطه خصوصى با من داشته باشيد از طريق حاجى يوسف همسايه گرانقدر من و دوست قديمى خودتان اقدام نمائيد و در پايان اين جمله را به خاطر داشته باشيد « آتش دروغ نمىگويد . » « 24 » بعد از مطالعه نامه من و آن جواهرفروش ساعتها با هم مذاكره كرديم و از اينكه شنيدم آغا محمد خان پس از تصرف شيراز با او بدرفتارى نموده ، بسيار متأسف شدم . چهارم ژانويه كه به خانه مراجعت كردم ديدم كه پيكى مقدارى نامه و كاغذ از بوشهر برايم آورده است كه در ميان آنها نامهاى از لرد مينستو بود با اينكه خسته بودم ترجيح دادم يكى از نامهها را مطالعه نمايم و بقيه را بگذارم براى روز بعد ! روز پنجم ژانويه برايم روز مهمى بود چرا كه از امروز به بعد يك سلسله مباحثات و مناقشات نامطلوب را با فرماندار كل آغاز نمودم براى بار ديگر بهتر است كه باز هم به خاطرات دوستم شريدان مراجعه نمايم . « ديشب سرهارفورد نامهاى از لرد مينستو دريافت داشته بود كه آن را به من نشان داد و فرمانفرما در اين نامه به او دستور داده بود به خاطر بعضى ملاحظات و به منظور اقدامات پيشگيرانه هرچه زودتر از قلمرو ايران خارج گردد چرا كه قصد دارد جزيره خارك را در خليجفارس اشغال نظامى نمايد وقتى كه مكتوب را خواندم سرهارفورد با سردى گفت شريدان ببين ! اين مسئله در حد خود تحريككننده است ، چه چيز فرماندار كل را وادار به انجام اين كار نموده است ؟
--> ( 24 ) - عينا از فارسى در متن انگليسى آمده است . « مترجم »