كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
227
ده سفرنامه ( فارسى )
نامهاى از ميرزا بزرگ برايم داشت كه از من تقاضا كرده بود كه همراه نامهرسانش با شما ملاقات نمايم سپس آن مرد قاصدنامهاى از ميرزا بزرگ به دستم داد كه مضمون آن بسيار سرد و در عين حال كوتاه و مختصر بود متن نامه اين بود كه نامه شما را دريافت داشتم و مىبايست به بعضى اراجيف و اباطيلى كه مىشنويد توجه نكنيد ! من به قاصد گفتم امروز برو و استراحت كن و فردا نامهاى براى اربابت عبد الله خان مىنويسم پس از رفتن قاصد حاجى يوسف كيسه كوچك سبز رنگى را از جيب بيرون كشيد و نامهاى به دستم داد كه به خط ميرزا بزرگ بود ميرزا بزرگ خطاب به من نوشت كه شما به جاى اينكه مستقيما به من بنويسيد مطالب خود را به عبد الله آقا بگوئيد من تمام مكاتبات شما را با وزرا در تهران ديدهام ، و اگر من هم نزد شما بودم بهتر از اين نبود آنچه كه محمد نبى ( 5 ) به شما گفته است عين حقيقت است من شكى ندارم كه شما بهطور شايد و بايد مىتوانيد ابرهاى تيره و تارى كه آسمان مذاكرات را در شيراز پوشانده از بين ببريد ممكن است راضى كردن شاهزاده براى شما تا اندازهاى مشكل باشد اما اگر در اين رابطه دچار سوءظن شديد يا تأخيرى در مذاكرات روى داد قويا مراتب را به ميرزا شفيع « 23 » بنويسيد فرانسويها در تهران به آسمان و زمين متوسل مىشوند تا از ورود شما به تهران جلوگيرى نمايند ولى شما خواهيد آمد ، و بايستى بيائيد ! ميرزا شفيع براى مذاكره با شما در نظر گرفته شده است ولى او بدون اجازه من يك قدم حركت نخواهد كرد ، خبر خوشى براى شما دارم سفير شما وارد اسلامبول شده است و تمام مشكلات و
--> ( 23 ) - براى اطلاع بيشتر به يادداشتهاى مترجم در بخش پنجم بنام ميرزا شفيع مراجعه شود . « مترجم » .