كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
222
ده سفرنامه ( فارسى )
كريم خان كه چاپارى از تهران اعزام شده بود اولين فرمان شاه و وزرايش را به من ابلاغ كرد اين فرمان حاكى از آن بود كه روسها شكست سختى متحمل شدند و در نتيجه قلعه و شهر ايروان را رها نمودند و همچنين در اين نامه آمده بود كه وقتى اين خبر به تهران رسيد شاه گفت كه قدم سرهارفورد جونز مبارك است و من فكر مىكنم بايستى با او وارد مذاكره شويم . پس از دريافت فرمان دستور دادم تا تمام افراد هيئت در چادر كار من جمع بشوند و متن نامه شاه را استماع نمايند و همچنين ترتيبى دادم تا مضمون نامه به اطلاع تمام افسران ايرانى كه همراه ما بودند نيز برسد و ضمنا يكدست ملبوس و مبلغى نيز به عنوان انعام به حامل فرمان هديه كردم . 24 دسامبر ما به سه مايلى شيراز رسيديم در اين محل به فرمان شاهزاده حاكم شيراز يك دستگاه از چادرهاى اختصاصى و مجلل او را جهت ما برافراشتند ورود ما به شهر بسيار باشكوه و احترام - آميز بود و جمعيت زيادى از هيئت استقبال كردند . آقاى شريدان در اين رابطه در يادداشتهايش نوشت : « . . . ميهماندار بسيار مواظب بود كه ما بدون هيچ مزاحمتى وارد شهر شويم و هنگامى كه وارد اقامتگاه اختصاصى شديم با شيرينى و تنقلات ديگر از هيئت پذيرائى به عمل آمد و كمى بعد عبد الله خان ( 3 ) پسر وزير اعظم به ديدار ما شتافت . شيراز 24 دسامبر تا 12 ژانويه 1809 خوب ! من حالا در شيراز هستم : ولى با احساس متفاوت و شرائط ديگرى نسبت به سفرهاى قبليم !