كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

220

ده سفرنامه ( فارسى )

شريدن در رابطه با كور شدن زال خان كه من فكر مىكنم كاملا حقيقت دارد چنين نوشته است « كمى بعد از آنكه آغا محمد خان شاه زند را به قتل رسانيد زال خان حاكم خشت نيز به اسارت او درآمد بطورى كه گفته مىشود آغا محمد خان قبلا قصد نداشت صدمه‌اى به او برساند ولى وقتى كه او را به حضور او آوردند زال خان نتوانست بر خود مسلط شود و بيش از حد بىاحتياطى نشان داد شايد هم به همين خاطر آغا محمد خان دستور داد تا چشم‌هايش را كور كردند ليكن او همچنان با صداى بلند به خان قاجار پرخاش مىكرد اخته ( هيچ نام و صفتى در ايران زشت‌تر و نارواتر از آن نيست كه در مورد كسى به كار برده شود ) فرمان داد تا نصف زبانش را قطع نمايند ، چنانچه از بدحرفى و فحاشى دست كشيد كارى با او نداشته باشند و الا نصف ديگر زبانش را نيز قطع نمايند . دستور آغا محمد خان فورا اجرا شد و پس از آن زال خان ديگر قادر به مكالمه نبود اما بعدها كه از زندان آزاد و به خانه‌اش مراجعت كرد در اثر ممارست و تمرين با همان نصف زبان توانست به گفت و شنود بپردازد بطورىكه سرهارفورد به من مىگفت كه او كلمات را خيلى واضح‌تر از زمانى كه سالم بود ادا مىنمايد و من به خوبى پىبردم كه جملاتى كه از دهانش خارج مىشود به‌خوبى قابل فهم و تشخيص است . » بيست و سوم دسامبر ما به‌طرف كازرون حركت كرديم و روز بعد وارد آن شهر شديم در كازرون از جعفر على خان نماينده انگليس در شيراز خواستم كه با من ملاقات نمايد آقاى شريدان راجع به ورود جعفر على خان در تقويم روزانه‌اش چنين مىنويسد : « جعفر على خان به ما ملحق گرديد . او داراى ظاهرى آراسته و قيافه بسيار زيبائى است سرهارفورد به خاطر خدماتى كه براى هيئت انجام داد به گرمى از وى استقبال نمود » جعفر على خان مىگفت كه