كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
169
ده سفرنامه ( فارسى )
شاه در اين ديدار ظاهرا ايلچى را مورد تفقد قرار داد و روزهاى بعد موافقت كرد تا از جواهرات سلطنتى ديدار نمايد كه در ميان آنها درياى نور بود « 6 » كه گمان مىرود يكى از خالصترين و گرانبهاترين الماسهاى عالم است و از نظر زيبائى و درخشش در دنيا نظير ندارد و غير از اين سنگ قيمتى جواهرات نفيس و گرانبهاى ديگرى نيز در خزانه سلطنتى مشاهده نمودم . عصر همان روز بعد از از بازديد از خزانه سلطنتى آن دوست شفيق من كه قبلا گفته بودم در خرابههاى تختجمشيد به يك مرغابى تيراندازى كرده بود گفت آرزو دارد پادشاه ايران بشود من به او گفتم اگر به اين مقام برسى چه خواهى كرد بلافاصله جواب داد هيچ ! تاج سلطنتى را برميدارم و فرار مىكنم ما از حقيقت - گوئى و سادهلوحى اين مرد بسيار خنديديم . فكر مىكنم براى اولينبارى كه فتحعلى شاه را ديدم طبق قوانين اسلامى اضافه بر چهار زن جوان عقدى خود كه من جرأت بردن نام آنها را ندارم تعداد زيادى زن ديگر داشت كه از آنها صاحب يكصد فرزند بود كه رنگ و جلاى خاصى بر سرير سلطنت مىدادند و براى مدتى طولانى موقعيت و قدرت پادشاهيش را تحكيم مىبخشيدند چرا كه عموى ستمگر ولى در عين حال نيرومند او آغا محمد خان تمام مدعيان تخت و تاج را محو و معدوم كرده بود و او هميشه اين جمله معروف را بر زبان مىآورد : كه من كاخ
--> ( 6 ) - وزن درياى نور 186 قيراط است و يكى از زيباترين و درخشانترين الماسهاى دنيا است . « تاجماه » نيز يكى از الماسهاى باشكوهى است كه 146 قيراط وزن دارد اين دو الماس بر روى بازوبندى نصب شده بودند قيمت آنها در حدود يك ميليون ليره استرلينگ تخمين زده شده ، و غير از اينها جواهراتى به اندازههاى قابل ملاحظهاى بر روى تاج سلطنتى و بهطور جداگانه در خزانه ديده مىشود . « نويسنده » .