كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

170

ده سفرنامه ( فارسى )

شاهى را با مصالحى از خون بنا كرده‌ام تا بابا خان ( هميشه برادر - زاده‌اش را به اين نام خطاب مىكرد ) در پناه ديوارهاى آن آسوده بخوابد . شاه از لحاظ بعضى خصوصيات بر ديگران ارجحيت داشت او يك شاعر بود و كتابى به شعر به رشته نظم كشيده بود كه خبرگان زبان فارسى از گيرائى و جذبه اشعار آن تعريف و تمجيد مىكردند « 7 » . من تنها آرزويم اين بود كه چنان قدرتى مىداشتم تا خشونت و سبعيت را از او مىگرفتم و به جاى آن همه خشم و غضب مهربانى و ملاطفت را در دل او زنده مىكردم . من درباره زندگى شاه و از اينكه چگونه اوقات خود را صرف مىنمايد تحقيقاتى به عمل آوردم وى در انجام وظايفش بسيار منظم و دقيق است و از اينكه پادشاه ايران است هيچگونه مسئوليتى بر عهده ندارد او صاحب دو دربار است يكى عمومى و ديگرى خصوصى . در دربار اول تمام پسران و وزراء و رجال و افسران عالى - رتبه و ديگر طبقات مردم به حضور شاه بار مىيابند و در دربار دوم كه مخصوص وزراء و افراد مورد توجه شاه است فقط به كارهاى ادارى و معاملات و قراردادها رسيدگى به عمل مىآيد پادشاه فعلى به اقتضاى طبيعت و سنش وقت كافى براى تفريح و سرگرمى دارد او به سواركارى و ورزش علاقه زياد نشان مىدهد و روى همين اصل هم سواركار و تيرانداز ماهرى است . بعضى اوقات نيز انجمنى از شعرا و ادباى ايران تشكيل

--> ( 7 ) - ظاهرا ملكم اين گزافه‌گوئيها را از رجال متملق دربارى شنيده است . « مترجم » .