كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
141
ده سفرنامه ( فارسى )
است خود را به گذرگاه پرسپوليس در حالى كه دشمن مشغول خوردن شام بود رسانيد و بهطور ناگهانى به صفوف مقدم دشمن حمله كرد و آنها را منهزم نمود و متعاقبا به قلب سپاه يورش برد و دشمن پس از يك زد و خورد خونين سخت در هم شكسته شد و تمام اين حوادث به سرعت برق يكى پس از ديگرى به وقوع پيوست . حال پيروزى و موفقيت نزديك بود و بهطورى كه گفته مىشد آغا محمد خان فرار كرده بود ولى در يك لحظه شوم و شيطانى ميرزا فتحعلى ( فتح الله خان اردلانى - مترجم ) نزد لطفعلى خان آمد و از وى تقاضا نمود تا سپيده صبح استراحت نمايد . شاه اين پيشنهاد خائنانه را از آن جهت پذيرفت كه او و قشونش پس از پيمودن راه طولانى و بعد از آنهمه جنگ و ستيزها احتياج به استراحت كوتاهى داشتند و همچنين او از نقارهخانه دشمن اعلام پيروزى خود را به عنوان پادشاه فاتح ايران شنيده بود . سرانجام صبح صادق دميد ، صبح افسوس و نااميدى ! صبحى كه شاه را غصهدار كرد . چرا كه در روشنائى سپيدهدم مشاهده كرد كه آغا محمد خان در دورترين نقطه قرارگاه خود خيمه و خرگاه برپا نمود و سپاهيان فراريش از هر جهت به او مىپيونديدند « 10 » .
--> ( 10 ) - هنگامى كه اردوى لطفعلى خان به تيررس سپاه آغا محمد خان رسيد دو فوج سوار در اختيار عبد الله خان و محمد خان زند كه از منسوبان او بودند قرار داد كه از دو طرف به اردوى آغا محمد خان حملهور شوند و خود او نيز از سمت اردو بازار به قلب سپاه قاجار يورش برد ، در اين حمله شبانه كه آغا محمد خان قاجار در سراپرده شاهى غافلگير شده بود تمام لشكريان او از خوف وحشت فرار كردند جز عدهاى از سواران مازندرانى كسى از لشكريان در اطراف سراپرده شاهى ديده نمىشد عدهاى از سواران زنديه حملهكنان از راه بازار خود را به حوالى سراپرده سلطنتى رسانيدند ولى در اين موقع فتح الله خان اردلانى كه در اردوى خان قاجار بود نزد لطفعلى خان شتافت و اظهار داشت كه آغا محمد خان در اولين حمله فرار كرد و مصلحت آنست كه