كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

13

ده سفرنامه ( فارسى )

محاصره اصفهان و سقوط دولت صفويه در سال 1722 . . . در اين موقع مردم اصفهان هيچگونه كمكى از شاهزاده ( 1 ) كه شهر را ترك كرده بود دريافت نداشتند افغانها روزبه‌روز حلقهء محاصره را تنگ‌تر مىنمودند . مردم شهر هر روز حيران و سرگردان به طرف كاخ سلطنتى هجوم مىآوردند و فرياد مىزدند كه از اين زندگى پرمذلت احساس شرم و خجالت مىكنند و قادر خواهند بود در مقابل مهاجمين پايدارى كنند و بر عليه دشمن بجنگند . گاهى در جواب به آنها گفته مىشد كه شاهزاده طهماسب ميرزا قريبا به يارى آنان خواهد شتافت و بعضى اوقات هم به نظر مىآمد كه شاه ( 2 ) تقاضاى آنها را اجابت كرده است ، زيرا قول مىداد كه در پيشاپيش مردم بر عليه دشمن وارد جنگ خواهد شد . . . بارها و بارها مردم ازدحام نمودند حتى سكنه حرمسرا با تضرع و زارى از شاه مىخواستند كه در پيشاپيش آنها حركت كند تا در برابر دشمن مقابله و جنگ كنند . ولى شاه هميشه كلمات زيبائى بر زبان جارى مىكرد و به آنها قول مىداد كه فردا مقصود آنها را عملى خواهد كرد ، لكن مردم چندان به گفته‌هاى او اعتماد نمىكردند