كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

102

ده سفرنامه ( فارسى )

لطفعلى خان جوان نوزده ساله‌اى است كه ظاهرى اميدبخش دارد او اخيرا به سمت بيگلربيگى شيراز منصوب گرديده است . . . اول نوامبر 1788 هنگامى كه اين يادداشتها را به پايان رسانيدم نامه از ايران دريافت داشتم كه جعفر خان اخيرا شهر لار را قهرا به تصرف درآورد و آخرين خبر حاكى است كه آغا محمد خان با بيست هزار قشون خود در نزديكى پرسپوليس موضع گرفته است . يادداشتهاى مترجم 1 و 2 - على قلى خان افشار ملقب به عادل شاه پسر ابراهيم خان ظهير الدوله برادرزادهء نادر شاه است او در روزهاى واپسين عمر نادر شاه بر عليه عموى خود دست به تمرد و سركشى زد و پس از قتل نادر به تعجيل تمام خود را از هرات به مشهد رسانيد و به نام على شاه بر تخت سلطنت جلوس نمود در يادداشتهاى مترجم ذيل بخش دوم گفتيم كه على شاه يكى از سرداران مورد اعتماد خود به نام سهراب خان گرجى را روانهء شهر كلات نمود تا آنجا را به تصرف درآورد . سهراب خان پس از ورود به كلات بلافاصله نصر الله ميرزا و امامقلى ميرزا پسران نادر شاه و شاهرخ ميرزا پسر رضا قلى خان را كه متوارى شده بودند دستگير و آنها را