كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
103
ده سفرنامه ( فارسى )
مغلولا به نزد عادلشاه روانه نمود و رضا قلى ميرزاى كور را با هيجده تن ديگر از اولاد و احفاد نادر شاه كه همگى در كلات بودند به قتل رسانيد ، و آنگاه على شاه در حدود ده كرور نقدينه نادر شاه را كه در قلعهء كلات ذخيره كرده بود از خزانهها بيرون كشيد و همه را بدون ملاحظه بذل و بخشش نمود اين پادشاه پس از يك سال و نيم سلطنت در جنگى كه بين او و برادرش ابراهيم خان بين تهران و قزوين به وقوع پيوست شكست خورد و در حين فرار عدهاى او را دستگير و نزد برادر آوردند پس از اسارت و دستگيرى او ابراهيم خان دستور داد تا وى را از هردو چشم نابينا ساختند چندى بعد كه ابراهيم خان از شاهرخ ميرزا شكست خورد على شاه را هم كه همراه برادر دستگير كرده بودند به مشهد آوردند به قول مؤلف محافل المؤمنين اين پادشاه كور تيرهروز را به اهل حرم - سراى نادرى سپردند . آنها هم وى را به قصاص خون شاهزادگان و جنايات زشتى كه مرتكب شده بود قطعهقطعه كردند . ابراهيم خان پس از دستگيرى و كور كردن عليشاه به همدان و از آنجا به تبريز رفت چون در اين موقع شاهرخ شاه پسر رضا قلى ميرزا در مشهد بود امراء و اعيان خراسان با پادشاهى او همداستان بودند لذا ابراهيم خان براى اغفال آنان نقشهاى طرح نمود و چنين شهرت داد كه او در واقع نماينده شاهرخ ميرزا مىباشد و برايش پيغام فرستاد كه از مشهد به تبريز بيايد و در آنجا تاجگذارى كند تا او به عنوان يكى از سردارانش به وى خدمت نمايد از آنجائى كه امراء خراسان پى به مكنونات قلبىاش بردند برايش پيغام فرستادند كه بهتر است وى به مشهد بيايد و در مراسم تاجگذارى شاهرخ ميرزا شركت نمايد به دنبال اين پيغام امراء و اعيان خراسان در تاريخ هشتم شوال 1161 ه ق شاهرخ ميرزا را به شاهى برگزيدند . ابراهيم خان پس از آگاهى از اين ماجرا او هم در هفدهم ذيحجه