عبد الحسين نوايى

87

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

ديگرى مانند عريضهء اول براى شاه قاجار نوشتند و قرار بر اين شد كه شاه در بالاى آن جواب بنويسد و جواب شاه را در شهر منتشر كردند و اين نوشته بشرح زير است : بسم الله تبارك و تعالى جنابان مستطابان حجج اسلام سلمهم الله تعالى عزم ما همه‌وقت به تقويت اسلام و حمايت شريعت حضرت نبوى ( ص ) بوده و هست . حال كه مكشوف داشتيد تأسيس مجلس با قواعد اسلامى منافيست و حكم به حرمت داديد و علماى ممالك هم به همين نحو كتبا و تلگرافا حكم بر حرمت نموده‌اند در اين صورت ما هم از اين خيال بالمره منصرف و ديگر عنوان همچو مجلس نخواهد شد . ليكن به توجهات حضرت امام زمان عجل اللّه فرجه در نشر عدالت و بسط معدلت دستور العمل لازم داده و مىدهيم . آن جنابان تمام طبقات را از اين عزم خسروانهء ما در نشر معدلت و رعايت حقوق رعيت و اصلاح مفاسد به قانون دين مبين اسلام حضرت خاتم النبيين ( ص ) اطلاع دهند . محمد على شاه قاجار به اين ترتيب محمد على شاه منظور باطنى خود را پس از پنج ماه آشكار كرد . ولى مصمم شد كه مجلسى به نام « مجلس شوراى كبراى دولتى » از درباريان و اعيان و بازرگانان پديد آورد كه در دربار بنشينند و در كارهاى دولتى شور و مشورت كنند و اين مجلس جانشين مجلس شوراى ملى گردد . از اين‌رو پنجاه تن را نامزد عضويت مجلس كرد و براى آنها نامه نوشته و به دربار دعوت كرد كه هفته‌اى دوبار در دربار جمع شوند و گفتگو كنند . ولى اينها پس از جمع شدن وقت را به شعر خواندن و متلك گفتن مىگذراندند و آنچه در مجلس آنها از آن گفتگوئى در ميان نبود مسائل مربوط به مملكت و امور حكومت بود .