عبد الحسين نوايى

88

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

جنبش مشروطه‌خواهان تهران چنان كه گفتيم پيروزى مشروطه‌خواهان در تبريز باعث تكان خوردن آزادى - خواهان در ساير نقاط ايران و تهران شد . در تهران ، با وجود حكومت‌نظامى لياخوف و شاپشال و مراقبت مامورين دولت ، مردم پنهان و آشكارا زبان به بدگوئى و مذمت از محمد على شاه و درباريان او گشوده بودند و ضمنا از ستايش مشروطه و آزاديخواهان تبريز خوددارى نداشتند . در همين ايام ، خبر فوت آية اللّه حاج ميرزا حسين تهرانى در نجف اشرف به تهران رسيد و در تمام نقاط ايران مجالس ختم و سوگوارى برپا شد . در تهران نيز مردم و بازاريان آن را بهانه قرار داده دكانهاى خود را بستند و در چندجا مجالس ختم باشكوه برپا كردند و در اين اجتماعات بود كه نخستين‌بار گفتگو از حكومت ملى و مشروطه و قانون اساسى در ميان آوردند و به بدخواهان ملك و ملت نفرينها كردند و در همين ايام سيد على آقا يزدى كه قبلا طرفدار استبداد و در ماجراى ميدان توپخانه دخيل بود ، به حضرت عبد العظيم رفته و در آنجا بيرق مشروطه‌خواهى بلند كرده بود و يك عدهء ديگر از روحانيون تهران مانند صدر العلماء و جمعى ديگر در سفارت عثمانى متحصن شده هواخواهى از مشروطه مىكردند . از قرار معلوم در اين هنگام مشروطه‌خواهان در تهران جلسات سرى هم داشتند و ظاهرا در يكى از اين جلسات سرى تصميم به قتل حاج شيخ فضل اللّه كه از مستبدين به‌نام متعصب و مايهء پشتگرمى محمد على شاه بود گرفتند . جوان بىباكى به نام كريم دواتگر داوطلب كشتن حاج شيخ فضل اللّه شد و با چند تن ديگر شب 16 ذيحجه بدين كار اقدام كرد . در جلو خان عضد الملك ، دو ساعت از شب گذشته روز جمعه 16 ذيحجه ، كريم و رفقايش به حاجى شيخ فضل اللّه كه چند نفر همراه او بودند و يكى هم جلو او فانوس مىكشيد رسيدند و بلادرنگ كريم