عبد الحسين نوايى
72
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
ريختند و سردستگان اشرار واقعهء ميدان توپخانه را كه به دستور مجلس به كلات تبعيد شده بودند با تجليل و احترام بسيار وارد تهران نمودند . شهرستانها پس از بمباران مجلس در آن روزها كه محمد على شاه به باغشاه رفته بود و كشمكش بين او و مجلس تازه شروع شده بود همهروزه تلگرافات بسيارى از شهرستانها به مجلس مىرسيد كه آمادگى خود را براى دفاع از مشروطيت گوشزد مىكردند و اين تلگرافها خود باعث دلگرمى نمايندگان ملت و اسباب اميدوارى آنها بود . ولى همينكه محمد - على شاه مجلس را به توپ بست ، حكمرانان در ولايات و ايالات نيز بساط مشروطه - خواهى و انجمنها را برچيدند و خيرهسرى و استبداد را از سر گرفتند . فقط در رشت بين مردم و مأموران حكومتى نزاعى روى داد كه درنتيجه سه تن از آزادىخواهان شهيد شدند و جمعى زخمى گرديدند . در آذربايجان نيز فقط شهر تبريز به مقاومت برخاست و يازده ماه تمام يعنى در تمام دورهء استبداد صغير با كمال سرسختى در برابر دشمنان ملت و آزادى مبارزه كرد كه خلاصهاى از وقايع آن را از نظر خوانندگان مىگذرانيم . ولى در ساير شهرهاى آذربايجان مقاومت مهمى نشد . در اردبيل امير معزز گروسى فجايعى نسبت به آزاديخواهان مرتكب شد كه منتهاى ستمگرى و بيداد اين مرد پست را مىرساند . به دستور امير معزز يكى از جوانان آزادىخواه به نام ميرزا - محسن پسر ميرزا هادى امام را در اردبيل دستگير كردند و بينى آن جوان غيرتمند را سوراخ كرده ريسمانى در آن كردند و به آن وضع مدتى او را چون شتر مهار كرده در بازارها گردانيدند و پس از آن وى را به چوب بستند و آنقدر چوب زدند كه پس از دو روز به ساير شهدا پيوست و نظير همين عمل را به دستور امير معزز دربارهء ملا امام وردى مشكينى كردند و پس از آنكه وى را مدتى در بازارها گردانيدند ، در